تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٥٥ - مسئله سوم بازى با غير آلات قمار با عوض
ازاينرو هيچ تلازمى بين فساد و حرمت وجود ندارد چنانچه همين حديث و روايت موجب اشكال است بر كسيكه ادّعاء مىكند اصل معامله فاسد بوده ولى درعينحال حرام نيست.
وجه اشكال اينكه:
قائل مزبور اگرچه نفس عمل را حرام نمىداند ولى معتقد است تصرّف در مال بملاحظه فساد عمل نامشروع و حرام است در حاليكه ظاهر بلكه صريح روايت آنستكه اين تصرّف جايز و مباح مىباشد پس اشكال و ايراد بحديث مزبور مختصّ بكسى نيست كه بين بطلان اصل معامله و حرمت فعل بملازمه قائل است بلكه آنانكه اين ملازمه را نيز منكر هستند بايد از اين حديث جواب دهند.
شرح مطلوب
قوله: فقد استظهر بعض مشايخنا المعاصرين: برخى از محشّين فرمودهاند مراد از « بعض مشايخنا» مرحوم صاحب جواهر مىباشد.
قوله: لانّه اكل مال بالباطل: ضمير در « لانّه » به تصرّف راجع است.
قوله: كما فى القمار: يعنى كما اينكه در قمار معصيت هست.
قوله: اوجبته و الزمته: ضميرهاى مفعولى به اخذ الرّهن راجع مىباشند.
قوله: امكن القول بجوازه: يعنى بجواز اخذ الرّهن.
قوله: و قد عرفت من الاخبار الخ: از اينجا اشكال مرحوم مصنّف به صاحب جواهر شروع مىشود.
قوله: و انّه يستحبّ اولا: ضمير در « انّه » به تصرّف المبذولله راجع است.
قوله: و قد تقدّم دعواه: ضمير در « دعواه » به عدم خلاف راجع است.
قوله: صريحا من بعض الاعلام: منظور مرحوم علّامه طباطبائى (سيّد مهدى بحر العلوم) مىباشد.
قوله: و اصحاب له: كلمه « اصحاب » مرفوع است تا معطوف باشد به « رجل » و ضمير در « له » به رجل برمىگردد.