تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨١٦ - امر چهارم استماع و گوش دادن غيبت
متكلّم قولى است غير منكر لاجرم استماع بآن حرام نمىباشد و اصالة الاباحه نيز دالّ بر آن است.
و روايت مذكور بفرض آنكه سندش صحيح باشد دلالت بر ان دارد كه سامع غيبت همچون قائل غيبت است، پس اگر قائل عاصى بوده، مستمع نيز بايد عاصى باشد و اگر قائل مطيع و غير عاصى بحساب آيد مستمع نيز چنين مىباشد، پس بايد بگوئيم روايت يادشده دليل بر جواز استماع در مورد بحث است چه آنكه بحسب فرض متكلّم عاصى نيست پس مستمع نيز در استماعش نبايد مرتكب عصيان شده باشد.
بلى، اگر از حديث مزبور اينمعنا را استظهار كنيم كه سامع غيبت حكم جداگانه و عليحدّهاى داشته و گويا خودش متكلّم غيبت مىباشد باينمعنا اگر متكلّم مىبود در صورتيكه غيبت برايش جايز فرض مىشد اكنون كه مستمع هست نيز استماعش جايز است و در فرض متكلّم بودن اگر غيبت برايش جايز نمىبود پس حالا هم استماع در حقّش حرام است.
البتّه روايت مزبور بفرض صحّت سندش از ادلّه حرمت استماع در مورد بحث شمرده مىشود ولى در صورتيكه كلمه « مغتابين » در روايت را بصيغه تثنيه بخوانيم اينمعنا خلاف ظاهر مىباشد اگرچه در صورت قرائت آن بصيغه جمع با ظاهر موافق و مطابق مىباشد ولى صيغه جمع بودن كلمه مزبور بر خلاف ظاهر مىباشد و قبلا در مسئله تشبيب گذشت كه گفتيم:
اگر سامع در حصول شرط حرمت تشبيب از جانب گوينده شكّ داشته باشد استماعش حرامش نيست ازاينرو در اينجا نيز مىگوئيم:
وقتى مستمع در شرط حرمت غيبت نسبت بمتكلّم شكّ كند استماعش حرام نيست.
شرح مطلوب
قوله: و المحكىّ بقوله، قيل: ضمير در « بقوله » به شهيد ثانى (ره) راجع است.
قوله: بل مع احتماله: ضمير در « احتماله » به العذر المسوّغ راجع است.