تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٤١ - مسئله نوزدهم حرمت كهانت
سيّد مجاهد صاحب كتاب مفاتيح الاصول اخبار از غائبات بطور جزم و قطع را در حقّ غير نبىّ يا وصىّ نبى از محرّمات منصوصه قرار داده اعمّ از آنكه بنحو تنجيم بوده يا بصورت كهانت صورت گرفته يا از طريق قيافهشناسى و يا از راه ديگر باشد.
شرح مطلوب
قوله: فيكون الكهانة بغير قذف الشّياطين: وجه فرموده مصنّف اينستكه:
طبق اينفرض همانطورى كه كهانت بواسطه فطنت روح با قذف شيطان در قلب كاهن صورت مىگيرد همچنين بواسطه فراست عين و ذكاء قلب و وسوسه نفس صورت مىگيرد پس در تحقّق كهانت قذف شرط نيست.
قوله: على ما عن المغرب: كلمه « مغرب » بضمّ ميم و كسر راء بر وزن « محسن » مىباشد.
قوله: قبل المبعث: يعنى قبل از بعثت پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم.
قوله: يكون الكاهن بها حاكما الخ: ضمير در « بها » به كهانت راجع است.
قوله: و فى المروىّ عن الخصال الخ: اين روايت را مرحوم صاحب وسائل در ج (١٢) ص (١٠٨) باين شرح نقل كرده:
در كتاب خصال مرحوم صدوق، از پدرش، از سعد بن عبد اللّه، از يعقوب بن يزيد، از محمّد بن ابى عمير، از علىّ بن ابى حمزه، از ابى بصير، از مولانا ابى عبد اللّه عليه السّلام قال:
من تكهّن او تكهّن له فقد برئ من دين محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم.
قال: قلت: فالقيافة (فالقافه خ)؟
قال: ما احب ان تأتيهم، و قيل:
ما يقولون شيئا الّا كان قريبا ممّا يقولون.
فقال: القيافة فضلة من النّبوّة ذهبت فى النّاس حين بعث النّبيّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم.
قوله: و روى فى مستطرفات السّرائر الخ: اين روايت را مرحوم صاحب وسائل در ج (١٢) ص (١٠٩) باين شرح نقل فرموده: