تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٨٢ - مقام اول كبيره بودن دروغ
مرتكب شود تا مردم بخندند واى بر او، واى بر او، واى بر او.
از اينحديث شريف بخوبى مىتوان حرمت كذب بطور اطلاق را استفاده نمود چه آنكه اكاذيب مضحكه و سخنان فكاهى غالبا فسادى بدنبال ندارند ولى معذلك حضرت آنها را نيز حرام اعلام فرمودند پس معلوم مىشود كه حرمت آن نفسى است.
استدراك
سپس مرحوم مصنّف مىفرمايند:
بلى در اخبار و روايات مضامينى وارد شده كه از آنها اينطور بدست مىآيد كه كذب بطور مطلق و بدون قيد و شرط كبيره نمىباشد و از جمله اين اخبار خبر ابى خديجه از مولانا ابى عبد اللّه عليه السّلام است كه در آن اين مضمون وارد شده:
كذب بر خدا و رسولش از كبائر مىباشد.
از اين حديث ظاهر مىشود كه كبيره بودن دروغ اختصاص دارد به اين كذب خاصّ يعنى كذب بر خدا و رسول خدا و مطلق اكاذيب را نمىتوان كبيره دانست ولى ممكنست اين روايت و امثال آنرا بر اينمعنا حمل كنيم كه كذب مزبور (كذب بر خدا و رسول خدا) از كبائر عظيمه و شديده مىباشد و پرواضح است كه اينمعنا منافاتى با كبيره بودن سائر اكاذيب ندارد و شايد بتوان گفت حمل بر اينمعنا بمراتب بهتر است از اينكه مطلقات سابق را مقيّد نموده و بگوئيم:
مراد از مطلقات خصوص كذب بر خدا و رسول خدا مىباشد.
پس از آن مرحوم مصنّف مىفرمايند:
و در مرسله سيف بن عميره از مولانا ابى جعفر عليه السّلام اينطور آمده:
حضرت علىّ بن الحسين عليهما السّلام به فرزندشان مىفرمودند:
از دروغ بپرهيزيد چه صغير آن و چه كبيرش. جدّى بوده يا شوخى باشد زيرا شخص وقتى دروغ كوچك گفت بر كبيره و بزرگ آن نيز جرئت پيدا مىكند ... تا آخر حديث.
البتّه از اينحديث چنين استفاده مىشود كه كبيره بودن كذب باعتبار مفاسدى است كه بر آن مترتّب هستند يعنى حرمت آن نفسى نبوده بلكه مقدّمى و غيرى