تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٤٠ - مسئله دوم بازى با آلات قمار بدون عوض
در اينفرض اينمعنا مفقود است ولى از طرفى وسيله بازى آلات مخصوص قمار مىباشد لاجرم جاى ترديد و اشكال بوده و احتمال صحّت لفظ قمار و عدم آن هردو يكسان است.
اگر گفته شود:
در محاورات عرفى باينقسم اطلاق لفظ قمار مىشود و همين كافى است در اينكه احكام قمار كه از جمله حكم بحرمت باشد بر آن بار شود.
در جواب گوئيم:
مجرّد استعمال موجب نمىشود كه احكام مطلقات را بر آن جارى نمائيم اگرچه بناء گذاريم كه اصل در استعمال حقيقت است چه آنكه احتمال قوى قائم است بر اينكه احكام متصرّف به فرد غالب باشند و آن فرد عبارتست از بازى كردن با آلات قمار مشروط باينكه برد و باخت در بين باشد.
و از اين تقرير و بيانى كه نموديم بخوبى ظاهر مىشود استدلالى كه برخى براى تحريم اينقسم نمودهاند مخدوش و غير قابل اعتماد است، مستدلّ فرموده:
نهى از لعب با آلات قمار مطلق است و هردو صورت را شامل مىشود چه صورتى كه بازى مشتمل بر عوض بوده و چه فرضى كه بازى بدون برد و باخت انجام شود.
وجه مخدوش بودن اين استدلال آنستكه:
قبلا گفتيم اين مطلقات منصرف به فرد متعارف و غالب بوده و آن صورتى است كه بازى مشتمل بر عوض باشد.
بلى، ادّعاى انصراف را مىتوان در روايت ابى الرّبيع شامى بعيد دانست و باطلاقش اخذ كرد، در اين روايت آمده است:
سائل از محضر مبارك امام عليه السّلام راجع به شطرنج و نرد مىپرسد.
حضرت مىفرمايند:
نزديك ايندو مشو.
سؤال مىكند: غناء چطور است؟
حضرت مىفرمايند: