تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٧٤ - مسئله هفدهم قيافهشناسى
على بن جعفر فرمود: برادران و ما عموها نيز بوى عرض كرديم:
در ميان ما امامى كه حامل لواء و پرچمدار باشد وجود ندارد.
حضرت رضا عليه السّلام فرمودند: آن امام بعد از من پسر من مىباشد.
برادران و عموها گفتند: رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر طبق قول قيافهشناس حكم مىفرمودند، پس بين ما و شما قيافهشناس بايد حكم كند و هرچه او گفت ما مىپذيريم.
حضرت فرمودند: شما نزد ايشان بفرستيد و طلبشان نمائيد ولى من هرگز با ايشان كارى ندارم ولى اگر آنها را خوانديد بايشان نگوئيد براى چه دعوتشان كردهايد و بايد همگى در اطاقهاى خود باشيد.
سپس على بن جعفر فرمود:
پس زمانى كه قيافهشناسان آمدند ما را در بستان نشانده و عموها و برادران و خواهران صف كشيدند و به حضرت رضا عليه السّلام جبّهاى از پشم پوشانده و كلاهى بلند بر سر مباركش نهاده و بر دوش آن جناب بيلى قرار دادند و بحضرتش عرضه داشتند كه شما داخل بستان شده و اينطور نشان دهيد كه مشغول باغبانى در آن هستيد، سپس حضرت ابو جعفر يعنى فرزند آنحضرت را نزد قيافهشناسان حاضر كرده و بآنها گفتند اين جوان را به پدرش ملحق كنيد يعنى در بين اين جمعيّت پدر او را معيّن نمائيد.
قيافهشناسان گفتند: در ميان اين جمعيّت براى او پدرى نمىباشد ولى اين عموى پدرش و آن عموى خودش بوده و اين عمّهاش مىباشد، و اگر براى او پدرى باشد، پدرش همان صاحب بستان بوده زيرا دو قدم او و قدمهاى اين جوان با هم يكى است.
و وقتى حضرت ابو الحسن امام رضا عليه السّلام مراجعت فرموده و به جمع خويشاوندان وارد شدند.
قيافهشناسان گفتند: اين آقا پدر اين جوان مىباشد.
على بن جعفر فرمود: پس من بپا خاسته و آب دهان حضرت جواد عليه السّلام را مكيدم.