تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٩٠ - استظهار مرحوم مصنف
ذكر رجل منهم رجلا فوقّع فيه و شكاه.
فقال له أبو عبد اللّه عليه السّلام: و أنّى لك باخيك الكامل و أي الرّجال المهذّب، فانّ الظّاهر من الجواب أنّ الشّكوى انّما كانت من ترك الأولى الّذي لا يليق بالأخ الكامل المهذّب.
و مع ذلك كلّه فالأحوط عدّ هذه الصّورة من الصّور العشر الآتية الّتي رخّص فيها في الغيبة لغرض صحيح أقوى من مصلحة احترام المغتاب.
كما أنّ الأحوط جعل الصّورة السّابقة خارجة عن موضوع الغيبة بذكر المتجاهر بما لا يكره نسبته اليه من الفسق المتجاهر به، و ان جعلها من تعرّض لصور الاستثناء منها.
ترجمه:
استظهار مرحوم مصنّف
سپس مرحوم مصنّف مىفرمايند:
از تمام آنچه ذكر نموديم اينمعنا ظاهر مىشود كه جواز غيبت مظلوم مقيّد باين نيست كه مساوى ظالم را نزد كسى بازگو كند كه بر ازاله ظلم قادر باشد بلكه اين حقّ براى مظلوم ثابت است كه از ظلم ظالم نزد ديگران ياد كند چه پيش آنانكه اميد ازاله ظلم از ظالم در آنها باشد و چه نزد غير ايشان و برخى از اساطين نيز اين معنا را تقويت كردهاند ولى كاشف الرّيبه (مرحوم شهيد ثانى) و جمعى از متأخّرين با آن مخالفت نموده و فرمودهاند:
جواز غيبت مظلوم نسبت بظالم مقيّد است باينكه وى مىتواند از بديهاى ظالم و ظلمهاى او فقط نزد كسانى ياد كند كه اميد ازاله ظلم از ظالم در آنها باشد.
و دليل ايشان بر اينحكم آنستكه جواز غيبت در مورد مزبور بر خلاف اصل است و در احكام مخالف با اصل لازم است بر قدر متيقّن از ادلّه اكتفاء شود و قدر متيقّن در مورد بحث جواز غيبت مظلوم نزد كسى است كه اميد ازاله ظلم از ظالم در وى باشد چه آنكه آيه دالّه بر جواز غيبت مظلوم عمومى ندارد تا از عمومش بتوان جواز را بطور عام استفاده كرد و اخبارى هم كه در ذيل اين آيه وارد شدهاند حجّت نبوده تا باستناد بآنها بتوان عموم جواز را تصحيح و تثبيت نمود.