تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٩٢ - استظهار مرحوم مصنف
راوى مىگويد:
امام عليه السّلام با حالتى غضبناك نشسته و فرمودند:
گويا اگر حقّت را مطالبه كنى بدى بوى نكردهاى؟!!
مگر نديدهاى حقتعالى در قرآن عزيز مىفرمايد:
و يخافون سوء الحساب ( اهل محشر از بدى حساب هراس دارند).
آيا چنين مىپندارى كه ايشان خائف و ترسانند از اينكه خداوند متعال بايشان جور و ستم كند، نه بخدا قسم ايشان نمىهراسند و نمىترسند مگر از اينكه حقتعالى مطالبه حقّ كند.
پس خداوند عزيز استقضاء و مطالبه حقّ را سوء حساب ناميده است، بنابراين هركسيكه مطالبه نمايد بدى كرده است.
و در مرسله ثعلبة بن ميمون از كتاب كافى روايت شده.
نزد امام معصوم عليه السّلام طايفهاى بودند كه حضرت برايشان حديث مىفرمودند در اين هنگام يكى از ايشان متذكّر شخصى شد و غيبتش را كرده و از او شكايت نمود.
امام عليه السّلام بوى فرمودند:
كجا مىتوانى برادرى كامل بيابى و بمردان مهذّب و آراسته برخورد كنى كه كاملا رعايت آداب و سنن را بنمايند.
از ظاهر اين خبر استفاده مىشود كه شكايت آن شخص بخاطر ترك اولائى بوده كه مشكوّ انجام داده و آن شايسته شخصى كه برادر ايمانى محسوب شده و كامل و مهذّب است نمىباشد.
سپس مرحوم مصنّف مىفرمايند:
با اين رواياتى كه در اين باب نقل شده مع ذلك احوط آنستكه اين صورت را مىبايد از صور دهگانه آتيه شمرد كه در آنها غيبت بمنظور غرض صحيح و مصلحتى اقوى از مصلحت احترام مؤمن تجويز شده است.
چنانچه احوط آنستكه صورت سابق (فرضى كه شخص متجاهر بفسق و گناه باشد) را از موضوع غيبت خارج بدانيم يعنى حكم كنيم باينكه ذكر شخص متجاهر