تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٨٤ - مقام اول كبيره بودن دروغ
( بسيار عظيم و شديد است غضب خدا از اينكه بگوئيد چيزى را كه انجام نمىدهيد).
مراد مىباشد بلكه ظاهرا كذب حقيقى نبوده و اطلاق كذب بر آن در روايت بخاطر آنستكه از نظر حكم يعنى حرمت همچون كذب مىباشد يا مىتوان گفت:
وعده دادن مستلزم اخبار به وقوع فعل است در حاليكه فعلى واقع نگرديده پس مىتوان آنرا نوعى از دروغ دانست چنانچه سائر انشاءات نيز همينطور بوده يعنى مستلزم اخبار بوقوع فعل مىباشند.
فلذا برخى از اساطين فرمودهاند:
كذب اگرچه از صفات خبر است ولى حكمش در انشائى كه از آن خبر مىدهد نيز جارى است نظير مدح نمودن كسيكه مذموم بوده يا بالعكس مذمت كردن شخصى كه ممدوح مىباشد و نيز مانند آرزو كردن مكاره و اميد داشتن نسبت بچيزى كه انتظار وقوعش نيست و اثبات و ايجاب نمودن امرى كه غير موجب بوده يا مورد ندبه قرار دادن كسى كه در واقع مقصود نيست و همچنين وعده دادن نسبت بچيزى كه عزم بر انجامش نمىباشد.
شرح مطلوب
قوله: انّما يفترى الكذب الخ: آيه (١٠٥) از سوره نحل.
قوله: كافرا بها: ضمير در « بها » به آيات راجع است.
قوله: كالفاضلين: مقصود مرحوم محقّق اوّل و علّامه حلّى مىباشد.
قوله: من غير فرق بين ان يترتّب الخ: يعنى حرمت كذب را حرمت نفسى دانستهاند نه مقدّمى و غيرى.
قوله: و يؤيّده: ضمير منصوبى به كلام جماعت راجع است يعنى و مؤيّد اينمعنا كه حرمت كذب نفسى است نه مقدّمى و غيرى.
قوله: ما روى عن النّبى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فى وصيّته لابى ذر: اين روايت را مرحوم صاحب وسائل در ج (٨) ص (٥٧٧) باين شرح نقل فرموده:
محمّد بن الحسن در كتاب « المجالس و الاخبار» باسنادش از ابو ذر، از پيامبر