تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٠٦ - بقيه صورى كه غيبت در آنها جايز است
و در حديث آمده:
جائت زينب العطارة الحولاء الى نساء رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله.
( زينب عطار احول العين بنزد زنان رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آمد).
سپس مرحوم مصنّف مىفرمايند:
اشكالى در اين نيست و عيب شخص را ياد نمودن شرعا جايز است مشروط باينكه صفت وى محسوب شده بطورى كه وقتى از آن نام مىبرند صاحب عيب از آن كراهتى نداشته باشد و بر همين معنا محمول است آنچه از امام عليه السّلام و غير آنحضرت همچون علماء اعلام در اين باب صادر شده.
ولى درعينحال بايد توجّه داشت كه استثناء آن از حرمت غيبت مبتنى است بر اينكه صرف عيب ظاهر و ياد نمودنش بدون قصد انتقاص در موضوع غيبت داخل باشد در حاليكه سابقا ما اين معنا را منع نموديم يعنى گفتيم:
ياد نمودن از عيوب ظاهرى كه بر همگان آشكار است بدون قصد تنقيص و مذمّت شخص اساسا در موضوع غيبت داخل نيست نه آنكه غيبت بوده و حرام نباشد چه آنكه در تحقّق موضوع غيبت كراهت مغتاب از يادآورى عيبش معتبر است و در مورد بحث وجهى براى كراهت او بنظر نمىرسد زيرا گوينده عيب مخفى را اظهار نكرده و بر مستمعين امر جديد و تازهاى بيان ننموده است و از طرف ديگر مفروض كلام در جائى است كه ذكر عيب بمنظور ملامت و سرزنش نبوده و گوينده اصلا چنين قصدى نداشته، بنابراين هيچ دليلى نداريم كه آنرا در موضوع غيبت داخل بدانيم.
مگر آنكه بگوئيم:
صفات مشعر بر ذمّ همچون القاب دالّ بر ملامت مىباشند يعنى انسان از اتّصاف بآن كراهت دارد و ابدا دوست ندارد ديگران با چنين صفاتى نام او را ببرند اگرچه قصد مذمّت و ملامت در بين نباشد چه آنكه اشعار و اشاره داشتن اين صفات به ذمّ خود كافى است و نيازى بقصد مزبور ندارد.
و از جمله: موردى است كه مرحوم شهيد ثانى در كتاب كشف الرّيبه از برخى نقل و حكايت فرموده و آن اينستكه: