تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٧٦ - مناقشه مرحوم مصنف در ادله داله بر حرمت
كه اگر كسى اعمال مذكور در سؤال را انجام داده خصوصا براى يك يا دو بار و على الخصوص كه مضطرّ باشد وى را نمىتوان از اعوان ظلمه بحساب آورد.
و همچنين است روايت عذافر يعنى همين تقرير را در آن نيز مىتوان نمود و از اين گذشته احتمال دارد كه عذافر با ابى ايّوب و ابى الرّبيع بنحوى معامله كرده بود كه در زمره اعوان و عمّال ايندو بحساب آمده لاجرم امام عليه السّلام وى را از اين امر برحذر داشت.
و امّا روايت صفوان:
از ظاهر اينحديث بدست مىآيد كه نفس معامله با ظلمه حرام نبوده بلكه حرمتش بخاطر اينستكه شخص دوست دارد ايشان باقى بوده تا اجرت و كرايهاش را دريافت كند پس نفس محبّت بقاء حرام است اگرچه پاى معاملهاى در بين نباشد.
و بر شخص زيرك و عارف باساليب كلام مخفى نيست كه مقصود از « و من احب بقائهم كان منهم» مانند محبّت صفوان نسبت ببقاء هارون و ماندنش تا دادن كرايه نمىباشد بلكه مراد آنستكه شخص آرزويش اين باشد ظالم باقى بوده و بظلم خود ادامه دهد، بنابراين تعبير مزبور از باب مبالغه در اجتناب از آميزش و مخالطه با ظلمه است تا اين امر منجر به آن نشود كه شخص را از اعوان ايشان محسوب كنند و نيز سبب نگردد در قلب محبّتى از اين گروه پيدا شود چه آنكه قلوب فطرتا چنين هستند بشخصى كه احسان نمايد علاقه پيدا كرده و بطرفش متمايل مىشوند.
سپس مرحوم مصنّف مىفرمايند:
از آنچه ذكر نموديم روشن شد عمل حرام براى ظلمه دو قسم است:
الف: كمك كردن ايشان بر ظلمشان.
ب: انجام عمل و كارى كه بواسطهاش شخص از اعوان و منسوبين ظلمه محسوب گردد مثلا دربارهاش بگويند: اين شخص خيّاط سلطان و يا معمار او مىباشد.
و امّا غير ايندو قسم از افعال و اعمال ديگر هيچ دليل معتبرى بر حرمتش وجود ندارد.