تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٦٦ - امر دوم در بيان كفارهاى كه غيبت را محو مىكند
و الأحوط الاستحلال إن تيسّر، و إلّا الاستغفار غفر اللّه لمن اغتبناه و لمن اغتابنا بحقّ محمّد و آله الطّاهرين صلوات اللّه عليهم أجمعين.
ترجمه:
مقاله مرحوم مصنّف
مصنّف (ره) مىفرمايند:
اگر سند روايت نبوى اخير صحيح باشد هيچ مانعى از عمل نمودن بآن در بين نيست يعنى اشكالى ندارد كه استغفار را در مقابل استبراء و استحلال طريقى براى برائت ذمّه بطور مطلق قرار دهيم اعمّ از آنكه غيبت بسمع صاحب غيبت رسيده يا نرسيده باشد.
و اگر سند روايت مزبور صحيح نباشد لازمست طرحش كرده و به اصل رجوع نموده و بر طبق آن استحلال و استبراء را واجب بدانيم چه آنكه اخبار سابق كه جملگى بر لزوم استبراء دلالت دارند مطلق هستند يعنى چه در صورت تعذّر استبراء و چه در غير آن، مفسدهاى در استبراء بوده يا مفسدهاى در آن نباشد در جميع اين صور استحلال و استبراء را واجب نمودهاند.
و مجرّد متعذّر بودن استبراء يا بودن مفسده در آن موجب نمىشود مبرئ ديگرى كه استغفار باشد طريق براى برائت قرار داده شود.
بلى، برخى از معاصرين ما روايت مرسلهاى از حضرت امام صادق عليه الصّلوة و السّلام نقل نموده و آن اينستكه حضرت فرمودند:
اگر غيبت نمودى و بگوش شخص غيبتشده رسيد پس از وى استحلال نما و اگر باو نرسيده برايش از حقتعالى طلب آمرزش كن.
و در روايت سكونى كه در كتاب كافى در باب ظلم از مولانا امام صادق عليه الصّلوة و السّلام روايت شده آمده است كه حضرت فرمودند:
رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمودند:
كسيكه به احدى ظلم كند پس او را از دست داده و بوى دسترسى نداشته باشد بايد برايش استغفار نمايد، زيرا اين استغفار كفّاره گناه او است.