تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٦٨ - امر دوم در بيان كفارهاى كه غيبت را محو مىكند
معناى قضا براى صاحب حقّ بر عليه كسى كه حقّ به ذمّهاش آمده اينستكه با او در روز قيامت معامله كسى را مىكنند كه حقوق مؤمن را اداء نكرده است نه آنكه وى را عقاب مىنمايند، لذا از اينفقره حديث نيز نمىتوان حقّ النّاس بودن غيبت را استفاده كرد چنانچه وقتى حقوق سىگانه مذكور در روايت كراجكى را ملاحظه نمائيم اينمعنا بخوبى بدست مىآيد در نتيجه بايد گفت:
اين رأى كه بگوئيم:
غيبت حقّ النّاس بمعناى وجوب برائت نيست و همچون حقوق ماليّه كه من عليه الحقّ ملزم و مكلّف است در صورت عدم اداء آن از من له الحقّ برائت طلبيده و استحلال نمايد نمىباشد.
خالى از قوّت نبوده اگرچه البتّه احتياط در خلاف آنست بلكه احتياط خالى از قرب الى الواقع نيست يعنى احتياط مقتضى است شخص غيبتكننده از صاحب حقّ استحلال نمايد.
و وجه اين احتياط آنستكه اخبار بسيارى در اين باب وارد شدهاند كه جملگى بر وجوب استبراء دلالت دارند و سند برخى از آنها نيز معتبر مىباشد.
سپس مرحوم مصنّف مىفرمايند:
احوط آنستكه شخص غيبتكننده در صورت امكان استحلال نمايد و در غير آن براى صاحب حقّ استغفار و طلب آمرزش كند.
خداوند متعال بيامرزد كسانى را كه ما غيبت آنها را نموده و آنانرا كه غيبت ما را كردهاند بحقّ محمّد و آل طاهرينش صلوات اللّه عليهم اجمعين.
شرح مطلوب
قوله: ان صحّ النّبوىّ الاخير: مقصود روايتى است كه سكونى نقل كرده است.
قوله: بجعله طريقا الى البرائة: ضمير در « بجعله » به استغفار راجع است.
قوله: مطلقا: اعمّ از آنكه غيبت بسمع صاحب آن رسيده يا نرسيده باشد.
قوله: و الّا تعيّن طرحه: كلمه « و الّا» يعنى و اگر سند نبوى مزبور صحيح نباشد لازم است آنرا طرح نمود.