تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٦٣ - امر دوم در بيان كفارهاى كه غيبت را محو مىكند
تخصيص مىداديم و نتيجه مىگرفتيم كه استغفار نيز طريق ديگرى است براى حصول برائت ذمّه.
ولى محتمل است بگوئيم:
اگرچه بپذيريم استغفار كفّاره براى غيبت است ولى با آن برائت حاصل نمىشود زيرا كفّاره بودن استغفار هيچ دلالتى بر برائت ندارد چه آنكه محتمل است مقصود از آن اين باشد كه با استغفار گناهى كه شخص مرتكب شده جبران مىگردد و بدين ترتيب جنبه حقّ الّلهى آن ترميم مىشود نه آنكه با صرف استغفار حقّ صاحب غيبت ساقط شده و هيچ طلبى از فاعل اين خطيئه نداشته باشد نظير قتل خطائى كه قاتل با دادن كفّاره ذمّهاش از حقّ مقتول برى نشده مگر آنكه علاوه بر آن ولىّ مقتول را با دادن ديه يا با ابراء راضى كند.
سپس مرحوم مصنّف بعد از ذكر احتمال مزبور مىفرمايند:
مگر آنكه ادّعاء شود ظاهر سياق خبر مذكور (خبر سكونى) اينستكه با استغفار برائت ذمّه نيز حاصل مىشود.
مرحوم شهيد ثانى در كتاب كشف الرّيبه پس از آنكه دو خبر نبوى اخير را كه با هم متعارضند نقل نموده فرموده است:
مىتوان بين ايندو اينطور جمع كرد:
استغفار در خبر سكونى محمول است بر موردى كه غيبت مغتاب بگوش صاحب غيبت نرسيده لذا در چنين موردى شايسته است بر صرف دعاء و مجرّد استغفار اكتفاء شود زيرا اگر غيبتكننده را بخواهيم ملزم كنيم از صاحب حقّ حلاليّت بطلبد بسا در اين استحلال فتنه برخاسته و موجب جلب كينه و بغض شود لاجرم بمنظور جلوگيرى از چنين فسادى مىگوئيم غيبتكننده همينكه براى صاحب غيبت دعاء نمود و از خداوند طلب آمرزش گناهانش را كرد كفايت مىكند.
و در حكم چنين كسى كه غيبت بسمعش نرسيده است مىباشد شخصى كه بر وصول بآن بخاطر موت و غايب بودن دسترسى نداريم، بنابراين اگر كسى غيبت مرده يا غائب مزبور را نمود مجرّد استغفار كفايت مىكند، بخلاف موردى كه غيبت بصاحب آن رسيده و از شنيدنش متأثّر گرديده كه در اينجا حكم آنستكه بايد فاعل از