تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٢٣ - نوع سوم از مكاسب محرمه
همچون كتاب حيوة الحيوان.
قوله: لانّها لا تعدّ مع ذلك مالا: ضمير در « لانّها » به هذه الاشياء راجع بوده و مشار اليه « ذلك » منافعى است كه در كتب خواصّ الحيوان ذكر گرديده.
قوله: و كذا عند الشّافعى: يعنى و شافعى نيز بيع اين اشياء را جايز نمىداند.
قوله: انتهى: يعنى انتهى كلام العلّامه (ره).
قوله: و ظاهره اتّفاقنا عليه: ضمير در « ظاهره » به كلام علّامه راجع بوده و مقصود از « اتّفاقنا » اتّفاق علماء اماميّه مىباشد و ضمير در « عليه » به عدم جواز بيع اشياء مذكور مىباشد.
مؤلّف گويد:
وجه ظهور كلام مرحوم علّامه در اتّفاقى بودن اينمسئله نزد علماء شيعه آنستكه:
وى از ميان عامّه تنها شافعى را موافق با اماميّه قرار داد پس معلوم مىشود باقى از اهل سنّت چنين نظريّهاى ندارند و در مقابل علماء شيعه هستند و در مقابل بودن آنها معنايش اينستكه اماميّه به اتّفاق كلمه قائل بعدم جواز بيع اين اشياء مىباشند.
قوله: و ما ذكره: يعنى و ما ذكره العلّامه (ره).
قوله: ممّا لا اشكال فيه: يعنى نزاع كبروى نيست و اينكه بيع غير قابل جائز نيست مورد توافق و تسالم همگان مىباشد.
قوله: و انّما الكلام فيما عدّوه من هذا: مشار اليه « هذا » غير مال مىباشد و خلاصه آنكه نزاع صغروى است يعنى اينكه اشياء مذكور غير مال باشند محلّ اختلاف مىباشد.
قوله: قال فى محكى ايضاح النّافع: كتاب نافع مختصر شرايع بوده كه مصنّف آن مرحوم محقّق اوّل است و كتاب ايضاح النّافع شرح آن است كه اثر مرحوم شيخ ابراهيم بن سليمان قطيفى است معروف بفاضل قطيفى كه از علماء معاصر با مرحوم محقّق ثانى مىباشد.
قوله: بعنوان هذا الباب: يعنى باب عدم جواز بيع اشياء بدون منفعت.
قوله: فان كان ذلك: مشار اليه « ذلك » عدم جواز بيع مىباشد.