تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٠١ - شرح انحاء وقوع شرط حرام در خارج و حكم هركدام
آنكه اعانه بر اثم و معصيت مىباشد.
وجه دوّم
آنكه فعل از فاعل صادر مىشود بدون اينكه وى قصد رجوع و حصول حرام را در خارج داشته و نه نيّتش آنستكه مقدّمه حرام در خارج تحقّق بايد مثل تجارت تاجر نسبت به معصيتى كه از عاشر و گمركچى صادر مىشود چه آنكه تاجر قصدش از تجارت و تحصيل مال اين نيست كه مالى را اندوخته كرده و از آن مبلغى را بعنوان عشريه به گمركچى بدهد و حكم اين وجه آنستكه بدون اشكال حرام نيست.
وجه سوّم
آنكه فعل از فاعل در خارج صورت مىگيرد باين قصد كه مقدّمه حصول حرام از غير تحقّق يابد يا آنكه نفس حرام از وى صادر شود و اين خود به دو نحو متصوّر است:
الف: آنكه گاهى انجام اينمقدّمه و شرط نه باين قصد است كه ديگرى بواسطهاش به حرام برسد همچون فروش انگور به خمّار كه صرفا به قصد اينكه وى آنرا تملّك كند باو فروخته مىشود و بديهى است كه تملّك شرط تخمير مىباشد پس فروشنده نيّتش صرف تحقّق شرط حرام است نه نفس حرام كه تخمير باشد و فرض اينستكه مشترى نيز آنرا در حال شراء بقصد تخمير نمىخرد.
حكم اينقسم نيز آنستكه بدون اشكال حرام و نامشروع نيست.
ب: آنكه در فرض فوق مشترى قصدش از خريدن رسيدن بحرام يعنى ساختن شراب باشد و اين نيز بدو گونه واقع مىشود:
١- آنكه ترك اينفعل از فاعل علّت تامّه باشد براى عدم تحقّق حرام از غير كه در اينفرض اقوى آنستكه ترك، واجب و فعل، حرام مىباشد.
٢- آنكه امر چنين نبوده بلكه عادتا علم يا ظنّ حاصل باشد باينكه حرام از غير حاصل مىگردد بدون اينكه ترك فعل تأثيرى داشته باشد.
على الظّاهر حكم اينفرض آنستكه ترك فعل واجب نيست و اينحكم مبتنى