تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٤ - معناى حرمت اكتساب
بعبارت ديگر.
كلام ما در اكتساب واجب است نه عمل و كار.
قوله: و امّا حرمة اكل المال فى مقابلها: ضمير در « مقابلها » به عين محرّم راجع است.
قوله: لانّه مال الغير: ضمير در « لانّه » به المال راجع است.
قوله: و ان قلنا بعدم التّحريم: كلمه « ان » وصليّه بوده و مقصود از « عدم تحريم» عدم تحريم تكليفى است.
قوله: لانّ ظاهر ادلّة تحريم الخ: و از ادلّهاى كه اينمعنا از آنها ظاهر و روشن مىشود حديث ذيل است كه مرحوم صاحب وسائل آنرا در ج (١٢) ص (١٦٥) باين شرح نقل فرموده:
محمّد بن الحسن، باسنادش از حسين بن سعيد، از قاسم بن محمّد، از على، از ابو بصير، از مولانا ابى عبد اللّه عليه السّلام قال:
سئلته عن ثمن الخمر؟
قال: اهدى الى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم راوية خمر بعد ما حرمت الخمر، فامر بها ان تباع، فلمّا ان مرّ بها الّذى يبيعها ناداه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم من خلفه:
يا صاحب الرّاوية انّ الّذى حرّم شربها فقد حرّم ثمنها، فامر بها، فصبّت فى الصّعيد، فقال:
ثمن الخمر و مهر البغى و ثمن الكلب الّذى لا يصطاد من السّحت.
مؤلّف گويد:
محلّ استشهاد عبارت « انّ الّذى حرّم شربها فقد حرّم ثمنها» است چه آنكه از آن بوضوح مىتوان استفاده كرده كه حرمت ثمن خمر يعنى حرمت معامله آن در صورتى است كه نقل و انتقال آن باين قصد باشد كه بخواهند آن را بياشامند، بنابراين مىتوان ادّعا نمود كه نفس معامله حرمت تكليفى نداشته بلكه تنها فاسد و باطل است باينمعنا كه شارع اقدس آنرا موجب نقل و انتقال ثمن و مثمن قرار نداده حال اگر متعاقدان بنابر حصول نقل و انتقال بگذارند مرتكب حرمت تشريعى