تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧١ - بيع و فروش مردار
البتّه برخى از فقهاء اعتمادا بر اصالة الحلّ قائل بجواز ارتكاب احد المشتبهين شده و پس از ارتكاب مزبور اجتناب از ديگرى را لازم دانستهاند چه آنكه بدينوسيله از ارتكاب حرام واقعى احتراز مىشود.
البتّه ناگفته نماند كه اينكلام در موارد يادشده نيز مخدوش بوده و ارتكاب برخى از اطراف شبهه در شبهه محصوره مطلقا جايز نيست چه در مورد بحث و چه در غير آن ولى در عين حال نسبت به موارد اشاره شده امكان قائل شدن بجواز ارتكاب مىباشد بخلاف مورد صحت و محلّ بحث.
شرح مطلوب
قوله: بالقصد المذكور: يعنى بقصد مذكّى.
قوله: لا ينبغى القول به: ضمير در « به » به عدم وجوب اجتناب در شبهه محصوره راجع است.
قوله: فى المقام: يعنى در موردى كه مشتبه مذكّى و غير مذكّى باشد.
قوله: و هو غير قادح فى العمل بالاصلين: ضمير « هو » به العلم الاجمالى بتذكية احدهما عود مىكند.
قوله: اذا كان الاصل فى كلّ منهما الحلّ: مانند موردى كه بين دو مايع شراب با غير شراب مشتبه شده باشد.
قوله: فقد يقال هنا: مشار اليه « هنا » موردى است كه اصل در مشتبهين حليّت باشد.
قوله: بعد ذلك: يعنى بعد ارتكاب احدهما.
قوله: و ان كان هذا الكلام: يعنى جواز ارتكاب احد المشتبهين.
قوله: فى هذا المقام: يعنى در موردى كه اصل در مشتبهين حلّيت باشد.
قوله: ايضا: يعنى همانطورى كه در محلّ بحث كه مشتبه تذكيه و عدم تذكيه است ارتكاب احد المشتبهين جايز نيست.
قوله: لكنّ القول به ممكن هنا: ضمير در « به » به جواز ارتكاب راجع است و مشار اليه « هنا » موردى است كه مشتبه حلّيت و عدم آن باشد.