تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٨٠ - كلام مرحوم مصنف در ذيل مقاله اردبيلى(ره)
عصى و « ايّاه » به ظالم راجع است.
قوله: انّه معاون للظّالم العاشر: ضمير در « انّه » به تاجر راجع است و مراد از « عاشر » كسى است كه عشريه مىگيرد يعنى يك دهم مال تاجر را بزور و بدون رضايت وى از او مىستاند.
قوله: و عليه الاكثر: ضمير در « عليه » به جواز بيع راجع است.
قوله: بصدقه بدونه: ضمير در « صدقه » به اعانه و در « بدونه » به قصد راجع است.
قوله: لا شكّ فى انّه اذا لم يكن الخ: ضمير در « انّه » بمعناى « شأن » مىباشد.
قوله: و دعاه اليه: ضمير مفعولى در « دعاه » به فاعل و در « اليه » به فعل عود مىكند.
قوله: انّه اعانة على ذلك المطلب: ضمير در « انّه » به فعل فاعل راجع است.
قوله: فان كان عدوانا الخ: ضمير در « كان » به مطلب راجع است.
قوله: مع العلم بصرف الغير ايّاها: ضمير « ايّاها » به مقدّمه مشتركه راجع است.
قوله: كما اذا باعه العنب: ضمير فاعلى در « باعه » به بايع و ضمير مفعولى به غير راجع است.
قوله: تملّك المشترى له: ضمير در « له » به عنب راجع است.
قوله: و انتفاعه به: ضمير مجرورى در « انتفاعه » به مشترى و ضمير مجرورى در « به » به عنب برمىگردد.
قوله: فهى اعانة له بالنّسبة الى اصل تملّك العنب: ضمير « هى » به بيع برمىگردد و تأنيث آن باعتبار اطلاق « مقدّمه » بر آن مىباشد.
قوله: حرم بيع العنب عليه مطلقا: چه فعل حرام از مشترى در خارج تحقّق پيدا كرده و چه تحقّق پيدا نكند.
قوله: هو ثبوته بيده: ضمير در « ثبوته » به كلّ واحد من السيف و العصا راجع بوده و ضمير در « بيده » به من يريد قتلا برمىگردد.
قوله: و التّمكّن منه: ضمير در « منه » بكلّ واحد من السّيف و العصا برمىگردد.
قوله: تملّكه له: ضمير در « تملّكه » به مشترى و در « له » به عنب برمىگردد.