تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٧٥ - دنباله نقل كلمات كسانيكه در تحقق اعانه بر اثم قصد تحقق حرام را شرط نمىدانند
و مرحوم شيخ يوسف بحرانى در كتاب حدائق اردبيلى عليه الرّحمه را بر اين رأى تقرير نموده و فرموده است:
اين رأى بسيار پسنديده و نيكو است و در صورتيكه از معارضه با اخبار جواز سالم بماند فى حدّ ذاته مستحسن است و مرحوم سيّد على طباطبائى در كتاب رياض بعد از آنكه اخبار سابقه را كه بر جواز دلالت دارند ذكر نموده فرموده است:
اين نصوص اگرچه بسيار و مشهور بوده و دلالتشان ظاهر مىباشد بلكه بسا برخى از آنها صريح در جواز مىباشند ولى در اينكه بتوانند با اصول و نصوصى كه مؤيّد و معتضد بعقول مىباشند مقابله نمايند اشكال است.
مرحوم مصنّف مىفرمايند:
ظاهرا مقصود سيّد از « اصول » قاعده حرمت اعانه بر اثم بوده و از « عقول » حكم عقل بوجوب توصّل به دفع منكر تا مادامى كه ممكن است مىباشد.
و مؤيّد گفته مشهور كه فرمودهاند: اعانه بدون قصد صادق مىباشد.
اطلاق اعانه است در بسيارى از اخبار بدون آنكه نامى از قصد در آنها برده شده باشد مثلا:
در روايت نبوى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه در كافى شريف از مولانا امام صادق عليه السّلام روايت شده آمده است:
كسيكه گل بخورد و فوت شود پس بر هلاكت خود اعانه نموده.
و در روايت علوى عليه السّلام كه درباره گل روايت شده و در كافى شريف نقل گرديده از امام صادق عليه السّلام چنين منقولست كه حضرت فرمودند:
پس اگر گل را خوردى و مردى خود بر هلاكت خويش اعانت نمودهاى.
تشريح المطالب، شرح فارسى بر مكاسب ؛ ج١ ؛ ص٢٧٥
بسيارى از اخبار كه درباره اعوان ظلمه وارد شدهاند بر اينحكم دلالت دارند كه عنقريب انشاء اللّه نقل خواهند شد.
و از برخى بزرگان حكايت شده كه شخصى بوى عرض كرد:
من مردى هستم خياط و براى امير لباسهايش را مىدوزم، آيا اينمقدار باعث مىشود كه من از اعوان ظلمه باشم؟
وى در جواب گفت: