تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٠ - شرح اقسام سگ غير هراش
مبناى برخى از متأخّرين از متأخّرين در اجماع كه حجّيّت آنرا بر اين اساس مىدانند كه وقتى از اتّفاق جماعتى رأى معصوم عليه السّلام كشف شد اين اتّفاق و اجماع حجّت است اگرچه مخالفين آنها بيشتر باشند ديگر مجرّد مخالفت گروهى موجب توهين و سستى اجماع نخواهد بود.
از اين گذشته ادّعاى اجماع از كسيكه بر مثل چنين اتّفاقى لفظ اجماع را اصطلاحا اطلاق نمىكند قابل اعتماد نيست و وقتى اختلاف را مىيابيم چگونه ادّعاى اجماع و اتّفاق را بپذيريم.
و امّا شهرت فتوائى بين متأخّرين ابدا ضعف روايت مذكور را جبران نمىنمايد خصوصا با مخالفت بسيارى از قدماء و كثرت عموماتيكه در مقام حاجت وارد شده و ظاهر آنها همان است كه ما گفتيم مضافا باينكه كتب روائى مشهور از ذكر خبر مذكور خالى است حتّى مرحوم شيخ طوسى آنرا در دو كتاب جامعش يعنى تهذيب و استبصار نقل نفرموده.
و امّا حمل كلمات قدماء بر مثال و اينكه مقصودشان از كلب صيد مثال است براى مطلق چيزى كه از آن انتفاع مىبرند، حملى است در نهايت بعد چه آنكه از ظاهر كلمات ايشان استفاده مىشود جواز بيع در كلب منحصر در كلب صيد است نه آنكه آنرا براى مثال ذكر كرده باشند.
و امّا كلام سابق كه از مرحوم ابن زهره نقل شد يعنى گفتيم وى ابتداء در مبيع شرط كرده كه قابل انتفاع باشد و سپس باين قيد و شرط از چيزى كه انتفاع از آن حرام است احتراز فرموده. بايد بگوئيم.
اينكلام علىاىّحال مختل و مضطرب است زيرا وى تنها سگ معلّم را از محرّم الانتفاع استثناء نموده در حاليكه اجماع قائم است كه انتفاع از كافر نيز جايز و مشروع مىباشد در نتيجه اين معنا را متوجّه مىشويم كه حمل كلب صيد بر مثال كلام وى را تصحيح نكرده و پس از حمل عبارت ايشان همچنان مختلّ و مضطرب بحال خود باقى است مگر آنكه ملتزم شويم ذكر كلب صيد مثال است و لو براى كافر نيز همانطورى كه استثناء روغن زيتون نجس از حرمت بيع مثال است براى ساير ادهان متنجّسه.