مساله ربا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٢
میشود صورت کلی به آن داد و گفت گندم خراسان . همینقدر که بشود صورت کلی به آن داد ، میتوان حساب را برد روی کمیت . و درباره معدود ما اینطور استنباط کردیم که آن روایات که مسئله معدود را آوردهاند ، مقصود نه معدودهایی است که از قبیل مکیل و موزوناند یعنی با کمیت قابل تقدیرند و احیانا تبدیل به مکیل و موزون هم میشوند ، مثل تخم مرغ . بلکه مقصود معدودهایی از قبیل اسب و شتر است که آنها را نمیشود با کمیت معین کرد و زیاده در مورد آنها صدق نمیکند . اما مسئله اسکناس . ما نگفتیم که حتما مالیت مال خود اسکناس است بلکه گفتیم که بنابراین مطلب است . این یک امر اقتصادی است و امری نیست که فقیه روی آن نظر بدهد یعنی یک موضوع است . اینکه آیا اسکناس خودش واقعا مالیت دارد یا اینکه اسکناس هم به منزله یک سند است و خودش مالیت ندارد ، یک امر فقهی نیست که فقیه باید روی آن نظر بدهد . یک امر اقتصادی است . اگر در واقع و خارج ثابت بشود که اسکناس حکم سند را دارد ، فقها هم از حرف خود دست بر میدارند . مثلا در مسئله تمبر ، من خودم در حاشیه رساله آقای میلانی نوشتهام [ که ] مسئله تمبر به عقیده من هیچ درست نیست . اینکه میگویند تمبر خودش مالیت دارد و مثلا یک تمبر دو ریالی ، دو ریال مالیت دارد صحیح نیست . تمبر به منزله رسیدی است برای دولت . دولت که میخواهد پاکت مرا برساند دو ریال میخواهد بگیرد . تمبری که من روی پاکت میزنم ، رسید پول من است نه اینکه تمبر مالیت دارد . در اسکناس هم بعید نیست که همان حرف شما درست باشد . آنها اینطور