مساله ربا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٨
هیچ شکل وجود ندارد . این از نظر فلسفه . از نظر دیگر که آقای مهندس طاهری هم روی آن تکیه کردهاند و حالا من به بیان فقهیاش میگویم البته فقهای ما این را قبول ندارند ولی برخی گفتهاند مطلب از این قرار است که فقها هیچگاه به فلسفه احکام کار ندارند و معتقدند که ما اگر بخواهیم در مسائل تابع فلسفه کارها بشویم و با فلسفه خودمان کارها را بسنجیم ، فقه را بکلی زیرور و کردهایم . ما نوکر ادله و نصوص هستیم . یعنی هر طور که نصوص و ظواهر حکم کند ، ما تابع آن هستیم . ممکن است در بسیاری موارد فلسفههایش را درک کنیم . در این صورت خیلی هم خوشوقت میشویم . اگر در موردی هم فلسفهاش را درک نکردیم ، از نص دست بر نمیداریم به خاطر فلسفه . و لهذا آنروز که آقای مهندس . . . گفتند چه فرقی است میان مکیل و موزون و میان معدود ، من به ایشان جواب دادم که : یک وقت است ما میگوئیم از نظر نصوص چه فرق است ؟ من خودم مطالعهای که دارم همین است که از نظر نصوص هم فرقی نیست . اشتباه کردهاند کسانی که از نظر نصوص فرق گذاشتهاند میان معدود و میان مکیل و موزون . ولی یک وقت انسان به نصوص کاری ندارد . نصوص ، صریح میگوید باید مکیل و موزون باشد و نه معدود . بعد ما بگوئیم چه فرق میکند : فلسفهاش که یکی است ، پس نصوص را رها کنیم . نه ، فقیه اینطور فکر نمیکند . در مسئله ربا گرفتن دولت احتمالا میتوان بدون توجه به فلسفه ، از نصوص هم مطلبی را استنباط کرد و آن این است که نوعی استنباط فقها دارند که اسم آن را میگذارند " الغاء خصوصیت " و