مساله ربا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٦
الف - بیع به شرط قرض یا به شرط بیع ، مثل اینکه رباگیرنده جنس
گرانقیمت را به قیمت ارزان بفروشد و شرط کند بر خریدار قرض مبلغ معین
را یا بیع مثل به مثل را .
ب - اشتراء به شرط قرض یا به شرط بیع . ربا گیرنده کبریتی را مثلا به
هزار تومان میخرد و شرط میکند بر فروشنده قرض مبلغ معینی یا بیع مثل به
مثل را [١] رجوع شود به " وسیله " کتاب القرض ص ٤٠٠ و کتاب الدین
صفحه ٣٩٥ و رساله " سفته و سرقفلی " آقای میلانی ، مسئله ١٢ این راه
فرار در جلد دوم عروه صفحه ٤٩ که انواع راههای فرار را ذکر میکند ذکر
نشده است و شاید علت عدم ذکر این است که در صدد بیان راه فرار رباهای
معاملی است .
ج - به صورت صلح که در نمره ١٠ خواهد آمد .
٤ - مسئله خرید و فروش اسکناس نیز یکی از طرق فرار از ربا است که
قرض را به صورت خرید و فروش در میآورند . این ، فرار از ربای قرض
است به صورت بیع . ولی " وسیله " این کار را جایز نمیشمارد زیرا برای
اسکناس مالیت قائل نیست و لهذا میگوید اگر سلطان اسکناس را از اعتبار
بیاندازد ذمه مقترض باقی است [٢] . اما سید در جلد دوم عروه صفحه ٤٨
مسئله ٥٦ تصریح میکند که اسکناس مالیت دارد و چون معدود است ربای
معاملی
[١] در نمره ١٠ صلح به شرط بیع یا به شرط قرض را ذکر میکنیم . صلح به شرط قرض یا به شرط بیع داخل در قسم سوم است زیرا فرقی میان بیع و صلح از جهت مشروط فیه واقع شدن نیست . [٢] " وسیله " صفحه . ٤٠٣