مساله ربا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٨
بنابراین مالک مادامی که مالک است حق هر گونه انتفاع و بهره برداری و تصرف و نقل و انتقال را دارد . حتی طبیعت مالکیت اقتضا میکند که حق اسراف و تبذیر و اعدامش را هم دارد که اینها جزء همان مواردی است که جلویش به دلیل مالکیت خدا یا مالکیت عموم گرفته میشود . ولی اگر چیزی از ملک انسان خارج شد ، به صرف اینکه مالکیت انسان از او سلب شد ، حقوق و منافعی هم که تابع مالکیت است قهرا سلب میشود . از جمله کارهائی که مالک حق دارد انجام دهد ، نقل و انتقال است که ممکن است به عوض یا به غیر عوض باشد . و ممکن است نقل و انتقال عین یا نقل و انتقال منفعت باشد . نقل و انتقال عین به عوض ، از قبیل بیع یا فروختن است . مثلا شخصی کتابی را به دیگری میفروشد . با این عمل ، کتاب از ملک فروشنده منتقل میشود به ملک خریدار . از لحظه بیع ، خریدار مالک میشود و آثار مالکیت برای خریدار بار است نه برای فروشنده . و در مقابل ، پولی که در این بیع مبادله شده ، آثار مالکیت فروشنده نسبت به آن بار است . نقل و انتقال عین بدون عوض مثل هبه است . مثلا من حق دارم مال خودم را به دیگری ببخشم . این تملیک به غیر عوض است ولی به هر حال تملیک است . و به صرف اینکه من مال خودم را به غیر تملیک کردم از آن لحظه به بعد هر منافعی که داشته باشد متعلق به متهب است نه من . مثلا اگر گوسفند شیردهی را هبه کنم ، ساعتی بعد که پستان گوسفند شیر میدهد ، این شیر در ملک من تولید نشده بلکه در ملک آن شخص تولید شده . تلف شدن جنس هم