مساله ربا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٠
تجارت کار از پول شروع میشود و به پول ختم میشود لیکن از پول کوچک به
پول بزرگ . و در اینجا تعبیر المیزان چنین است : " ثم افتتح باب
الکسب و التجاره بعد رواج البیع و الشری بأن تعین البعض من الاخر أو
بتخصیص عمله و شغله بالتعویض و تبدیل نوع من المتاع بنوع آخر لابتغاء
الربح الذی هو نوع زیاده فیما یأخذه قبال ما یعطیه من المتاع " و بیان
نمیکند که حصول زیاده برای تاجر بر چه اساسی مشروع است ؟ آیا صرف
ابتغاء ربح بدون هیچ عملی منشأ آن است ؟ ما بیان کردهایم که حصول ربح
برای تاجر بر اساس عملی است که انجام میدهد ( نقل کالا و تقریب آن به
مشتری و عرضه کردن آن ) و این عمل اگر چه تغییر واقعی در کالا ایجاد
نمیکند ولی مصحح کسب فائده است و تاجر علت فاعلی آن را متاع علت
قابلی آن است . از این مطالب در المیزان سکوت شده است .
٤ - باید توجه داشت که اصل مبادله به منظور رفع حاجت بایع و مشتری
پدید آمده است یعنی هر یک از بایع و مشتری واقعا طالب متاع دیگری است
، ولی در تجارت غرض تاجر بالاصالة متعلق به کالا نیست [١] لیکن همواره
کار تاجر از دو طرف منتهی میشود به حاجت واقعی تولید کننده و مصرف
کننده برای مبادله ( مانند وجودهای واجب بالغیر که منتهی به واجب
بالذات میشوند ) این مطلب نیز در المیزان روشن بیان نشده است .
٥ - میفرماید : " مبادله در مورد تبدیل متاعی به متاع مغایر آن مقصود
است و اما تبدیل متاع به مثل آن غرض عقلائی در آن
[١] تاجر از این نظر نظیر کارگر مزد بگیر است که از عمل خود تحصیل پول میکند که با پول حوائج خود را رفع کند .