مساله ربا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧١
طبیعتا همین قدر که چیزی از ملک کسی خارج شد ، آثار مالکیت هم از او سلب میشود . هم اثر منفیاش و هم اثر مثبتش . اثر مثبتش مالکیت منافع است یعنی قبلا اگر این مال تولید منفعت میکرد به وسیله تجارت ، یا نموی داشت و یا مثل حیوان نماء متصل یا منفصل داشت ، متعلق به مالک بود [ ولی پس از آنکه از ملک مالک خارج شد ، مالکیت منافع آن نیز از او سلب میشود . در مورد قرض نیز ] به دلیل اینکه مال ، تملیک به غیر شده و غیر ، مالک است مثل مشتری یا متهب ، از آن لحظه هر چه منفعت داشته باشد ، مال قرض گیرنده است نه قرض دهنده ، چون فرض این است که از ملک قرض دهنده خارج شده است . از جنبه منفی هم همانطور که در بیع به صرف اینکه جنسی فروخته شد اگر آن جنس تلف شود ضررش متوجه مشتری است زیرا در ملک او تلف شده ، و در هبه هم اگر چیزی که هبه شده تلف شود ، ضررش متوجه متهب است نه واهب چون در ملک او تلف شده ، در مورد قرض هم این جهت وجود دارد . به صرف قرض دادن اگر مال تلف شد ، ضررش بر مقترض است نه مقرض ، چون فرض این است که از ملک مقرض خارج شده است . اما در باب اجاره ، به دلیل اینکه عین در ملک صاحب اولی است اگر هم تلف شود در ملک خودش تلف شده . استهلاک و کسر قیمتی هم اگر پیدا کند در ملک خودش پیدا شده . قهرا منافعی هم که به این کالا تعلق میگیرد متعلق به همان مالک است . پس حق دارد اجاره بگیرد . ولی در مورد قرض چنین نیست . قرض از نظر مقرض عقیم است و نمیتواند سودی داشته باشد . علتش این است که وقتی قرض