مساله ربا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٦
تکیه کردهاند ، مسئله عمومی کردن یا ملی کردن بانکها است . مطلبی را ما در بحثهای گذشته خودمان به صورت یک احتمال ذکر کردیم و گفتیم دیگران و مخصوصا مصریها نیز این مطلب را گفتهاند که اساسا حرمت ربا مربوط به سرمایههای خصوصی است نه سرمایههای عمومی ، زیرا فلسفه حرمت ربا اینست که ربا به دلیل سود قطعی داشتن و مصونیت از هرگونه زیان ، غیر طبیعی است . چون قرض ربوی حالت شتر مرغ را دارد . از نظر سود داشتن حکم مضاربه را دارد ، و از نظر ضرر نداشتن حکم قرض را دارد . و لهذا بانک هیچوقت ضرر نمیکند . وقتی یک طبقهای در کشور باشند که همیشه سود ببرند و هیچوقت ضرر نداشته باشند و یک طبقه دیگر در سود احیانا شریک باشند ولی ضررها همیشه متوجه آنها باشد ، این امر منجر به فاصله طبقاتی بسیار عظیم میشود با همه لوازم و عواقب خودش . این در صورتی است که ربا گیرنده شخص باشد تا طبقه تشکیل شود . اما اگر ربا گیرنده هم خود مردم باشند یعنی مجموع مردم باشند و به عبارت دیگر حکومت یا دولت باشد ، در این صورت پولی که از مردم به عنوان ربا گرفته میشود و در خزانه دولت جمع میگردد جزء بودجه عمومی میشود و به شکل دیگری به میان خود مردم باز میگردد . در این مورد آقای مهندس طاهری تعبیر لطیفی کردند . گفتند : " در اینجا ربا هست ولی رباخوار وجود ندارد . قرآن هم گفته : « لا تأکلوا الربوا ». اکل ، آکل میخواهد " . در اینجا ربا هست ولی رباخوار وجود ندارد . چون کسی