مساله ربا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٦
واقعی میدانیم که واقعیتش ظلم است . برای اینکه این واقعیت ظلم وجود
نداشته باشد ، راه حلی که ایشان پیشنهاد کردهاند این است که بانک هم
خودش را در ضررهای احتمالی شریک بکند به این ترتیب که سهام بخرد ،
شرکت بکند و خلاصه از باب مضاربه وارد شود . اینکه بانک حاضر نیست
سهام بخرد و سرمایهاش را به عنوان یک سرمایهداری که خود سرمایهاش را
در جریان عمل قرار داده ، در جریان قرار دهد برای این است که میخواهد از
خطر ضرر و تلف سرمایه مصون بماند . چرا باید اینطور باشد ؟ ! ( من له
الغنم علیه الغرم ) چرا در فایدهها صد در صد شریک باشد و حتی جائی که
فایده نیست فایدهاش را ببرد اما در ضرر و کسری فایده شریک نباشد ؟ !
الزامی نیست که بانک را دارای منافع تضمین شده بشناسیم . پس بنابراین
راه حلهای دیگری در اینجا وجود دارد که خوب است خود جنابعالی بیشتر
توضیح بدهید [١] .
[١] [ در اینجا آقای مهندس بازرگان قسمتی از بیانات قبلی خود را به طور خلاصه توضیح دادند که اساس آن ، یک نفر بودن متعهد در سفتهها با شرایط خاص و پذیرش خطر نسبی از جانب بانک ، همچنین تشکیل شرکت تعاونی وام به وسیله مردم و نیز برقراری روش مشارکت در بانکهاست ] .