مساله ربا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٠
دیگر خارج کرده است و با غرض مقنن هم مخالفت نورزیده است . ولی یک وقت حیله ، مبارزه با غرض مقنن است و در حقیقت کلاه بر سر شارع گذاشتن و لب او را کلفت کردن است . مثال این نوع حیله در قوانین بشری حیلههائی است که تجار برای فرار از مالیات در تنظیم دفتر انجام میدهند که مبارزه با غرض مقنن است ، زیرا شک نیست که غرض مقنن ، وصول مالیات است ، ولی چون صورت کار وی قانونی است نمیتوانند بر او ایراد بگیرند و لذا اتصالا ، قوانین را تغییر میدهند تا شاید جلو فرار از مالیات را بگیرند . مثال این نوع حیله ، در احکام شرعی ، همین حیل ربا است . واضح است که شارع خواسته است رباگیر ، اخذ ربا یعنی زیاده نکند و در حیل ، اخذ زیاده میشود و با غرض شارع مبارزه میگردد . خلاصه اینکه باید دید آیا تأمین اغراض شارع در جائی که غرضش معلوم است لازم است یا نه ؟ در مورد مقننین غیر الهی عقل حکم نمیکند به وجوب تأمین غرض مقنن ، و مقنن هم نمیتواند جز به ظاهر اخذ کند . ولی در مورد قوانین الهی چنین نیست ، و اینکه فقها فرمودهاند : کل ما حکم به العقل حکم به الشرع ، و عقل را یکی از ادله فقه دانستهاند جز این معنی و موردی ندارد . حکم عقل یک نوع بیان است ، و حجت بعد از بیان تمام است . خلاصه اینکه تأمین اغراض واجب ، به حکم عقل واجب است ، و لذا حیلههائی که از این نوع است در شرع جایز نیست . ٥ - دلائل نقلی هم دلالت دارد بر حرمت حیله به معنای کلاه گذاشتن بر سر شارع مثل آنچه درباره اصحاب سبت در قرآن مجید ذکر شده است . و روایاتی هم در باب خصوصی ربا وارد شده