مساله ربا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٠
کاری نداشته است که جلوی آن گرفته شود . این بیان هم به نظر من نمیتواند بیان کاملی باشد . اولا فرق است میان بیع و تجارت . تجارت نوعی بیع است . بیع یعنی فروختن . فروشنده لازم نیست موزع باشد اعم از اینکه کارش توزیع باشد یا نباشد . انسان لباسش هم که کهنه میشود آن را میفروشد . این هم خودش بیع است ، تجارت نیست . در تجارت ، شغل ، واسطه گری است . اینجا آقای بهشتی تکیهشان بر این است که چون معامله نسیه جلوی کار کسی را که کارش توزیع است گرفته است ، در مقابل ، فروشنده پول اضافهای میگیرد . اگر این مطلب درست باشد ، باید معامله نسیه فقط برای تاجر که کارش تجارت و توزیع است درست باشد ولی برای غیر تاجر که کارش تجارت نیست و اتفاقا مثلا خانهاش را میفروشد ، درست نباشد ، زیرا کسی که شغلی غیر از تجارت دارد ، اگر مثلا خانهاش را با قیمت بیشتر نسیه بفروشد ، نمیتواند به خریدار بگوید حالا که من این خانه را به شما نسیه دادم ، شما جلوی کار توزیع مرا گرفتید ، چرا که او کار توزیع ندارد . پس این دلیل نمیتواند شامل همه معاملات نسیه باشد . و به علاوه ممکن است رباخوار بگوید اگر جایز است که شخصی به خاطر دیگران امکان فعالیت اقتصادیش را برای یک مدت موقت از خود سلب کند و در ازای آن پولی بگیرد ، من از او فداکارتر هستم . من تمام عمر این امکان را از خودم سلب میکنم و در خانه مینشینم تا کار او به جریان افتد . اگر فلسفه گرفتن این پول اضافی ، سلب امکانات باشد ، فرق نمیکند که این سلب امکانات ، موقت باشد یا غیر موقت . ولی نفس سلب امکان نمیتواند پول داشته باشد ، مثل