مساله ربا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٠
اصطلاح موزع هم باشد . ناچار ضرورت دارد افراد دیگری واسطه باشند میان تولید کننده و مصرف کننده ، که اینها موزع هستند . بیع که اسلام آنرا تجویز کرده ، در واقع نوعی فعالیت مفید اقتصادی است که شارع آن را مجاز دانسته . ولی ربا که کار نیست ، سود سرمایه است . و سرمایه نمیتواند سود داشته باشد " . همچنین ایشان میخواستند مسئله اجاره را گواینکه بیان وسیعی در این باره نداشتند روی همان اساس استهلاک سرمایه توجیه بکنند . به این ترتیب که گفتند : " اینکه صاحب ملک مال الاجاره میگیرد ، نه اینست که خانه از آن جهت که خانه است و سرمایه است ، سودی دارد ، بلکه از آن جهت است که خود خانه که سرمایه است یک کار تجسم یافته است . یک وقت کار را انسان یکجا به دیگری منتقل میکند . این میشود بیع . یک وقت هم انسان کار را تدریجا منتقل میکند . چون این کار به تدریج مستهلک میشود و از بین میرود . وقتی که انسان کار را تدریجا به دیگری منتقل میکند اسمش میشود اجاره . وقتی که من خانهای را به شما اجاره میدهم ، این خانه عمرش مثلا پنجاه سال است . در واقع قیمت خانه که صد هزار تومان است روی این پنجاه سال تقسیم میگردد . میشود سالی دو هزار تومان . در واقع وقتی که من این خانه را برای مدت یک سال به شما اجاره میدهم ، یک پنجاهم آن را به شما فروختهام . و خود اجاره نوعی فروختن است ، فروختن محصول کار به دیگری " . مضار به را هم ایشان از همین راه میخواستند توجیه کنند . و بنابراین از نظر ایشان فلسفه حرمت ربا این است که سرمایه به طور