مساله ربا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٥
میگردد . ( رابطه تجارت با عامل رابطه علت فاعلی است و رابطه آن با
سرمایه شبیه رابطه علت قابلی است ) .
خلاصه آنکه ما قبول داریم که انسان مالک نتاج ملک خود میباشد ( به هر
نحوی که تعلق نتاج به ملک باشد ) .
ولی پول به هیچ نحو مولد نیست . پول از آن جهت که پول است فقط
قابلیت دارد که تبدیل شود به متاع دیگر و همین جهت ملاک ارزش پول است
و به اصطلاح ارزش پول است در سلسله معلولات مبادله است ، ارزش ما بعد
المبادله است بر خلاف ارزش کالاها که در سلسله علل مبادلات است یعنی
ارزش ما قبل المبادله است ، و خود مبادله چه در پول و چه در غیر پول از
نوع منافع و آثار تولیدی نیست که شیء را بتواند به شکل سرمایه در آورد .
قابلیت مبادله که امری اعتباری است لازمه مملوکیتهای فردی است . به
عبارت دیگر مبادله ارزش شیء را علاوه نمیکند . خلاصه هر متاعی قابل
مبادله است ( زیرا مالیت دارد و عقلا مبادله اموال را با یکدیگر جایز
میدانند ) ولی صرف مبادله ایجاد ارزش نمیکند و لهذا عمل کسانی که
مینشینند و مال التجارهای را که قبض نکردهاند و روی آن هیچ عملی انجام
ندادهاند ، میفروشند و خریدار با مبلغی علاوه به دیگری میفروشد ، و بی
جهت قیمت آن را بالا میبرند عقلا و منطقا حرام است [١] .
زیرا صرف مبادله صفتی در کالا ایجاد نمیکند که موجب ارزش آن شود ، و
در حقیقت این عمل سازشی است بین سرمایه داران
[١] به همین دلیل ما مطلق بیعهای ( لا اقل بیعهای تجاری ) قبل القبض را حرام میدانیم .