مساله ربا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٥
ب - اینکه غرض نقض ربا به بیع است ، چنانکه فخر رازی و دیگران گفتهاند که در جاهلیت دو نوع ربا بوده است یکی ربا النسیئه و آن این بوده است که اگر کسی متاعی را به مدت میخرید و در رأس مدت نمیتوانست ثمن آن را بپردازد ، به طلبکار میگفت : زدنی فی الاجل ازیدک فی الثمن . و دیگر رباء النقد یا ربا الفضل بوده است و آن بیع درهم بدرهمین و نظائر آن است . و نقض این است که اگر متاعی را که ارزش یک درهم دارد به دو درهم بفروشد صحیح است . پس چرا فروختن یک درهم به دو درهم صحیح نباشد ؟ و نیز اگر کسی صد من گندم را به صد و پنجاه من گندم بفروشد و صد من نخود را به صد و پنجاه من نخود بفروشد ربا است ولی اگر گندم را به نخود و نخود را به گندم بفروشد ربا نیست . ( جواب این نقضها را بعدا بحث میکنیم ) . در هر حال آنچه ما از آیه میفهمیم این است که صرف اکل ربا منشأ قیام خابطانه نیست بلکه اکل ربا با عقیده به اینکه بیع و ربا تفاوتی ندارند منشأ آن حالت خبیث است . بیان این مطلب این است که افعال انسان در فکر انسان اثر میگذارد مثلا طبقهای که به کار نکردن عادت کردهاند کم کم چنین فکر میکنند که کار کردن کسر شأن آنها است . همچنین مردم استثمارگر و غاصب حقوق ضعفا عقیده مندند که خدا خواسته است آنان را عزیز کند و دیگران را ذلیل ، و لذا تجاوزهای ستمگرانه واکل به باطلهای خود را ملاک قرب به خدا میپندارند و هضم حقوق ضعفا را به حساب اینکه خدا آنان را از زمین زده و ذلیل کرده