مساله ربا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٥
نوشت . ابتدا هم برد مشهد به آقای میلانی داد . آقای میلانی هم آنرا تأیید کردند . بعد هم آقای خوئی و دیگران با اندک تغییرات و تصرفی همان را تأیید کردند و این در واقع تأیید همین عملی است که در بانک صورت میگیرد ، منتهی با تغییر ظاهر دادن و تغییر شکل دادن . ما باید اول اساسا این راه حل را بررسی کنیم که آیا از نظر همان تغییر شکل و صورت دادن ، درست است یا نه ؟ مطلب دیگر ، راه حل دیگری است که ظاهرا شما ( آقای مهندس بازرگان ) دنبال آن بودید و باید هم دنبال آن بود و آن این است که در اینجا یک نیازی وجود دارد که تاجر احتیاج دارد به یک نوع کارگشائی . تاجر طلبهای نسیهای دارد که حاضر است از مقداری از طلبهای خودش صرف نظر کند به شرط اینکه پول نقدی در اختیار او قرار بگیرد . باید ببینیم آیا میتوانیم با یک کار دیگری این نیاز را رفع کنیم یا مثلا یک مؤسسهای به وجود بیاوریم که همین کار را برای تاجر انجام دهد بدون اینکه ماهیت واقعی آن همین ماهیتی باشد که بانکها انجام میدهند ؟ حالا من آن قسمت از رساله آقای خسروشاهی را که به اینجا مربوط است عرض میکنم که چه راه حلی میخواهند برایش پیدا کنند . برای اینکه این مطلب روشن بشود مقدماتی ذکر کردهاند و ما هم توضیحاتی درباره آن میدهیم . بعضی مقدماتش خیلی واضح است . گفتهاند : " در یک معامله ، عوضین هر دو باید مالیت داشته باشند " . شکی نیست که اگر چیزی مالیت نداشته باشد قابل خرید و فروش نیست . مثل اینکه انسان چیزی را بفروشد مثلا به یک مقدار هوا هوا عرفا مالیت ندارد یا یک چیزهائی که هیچ فایدهای برای بشر