مساله ربا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٧
ضرر بزند چنانکه بعضی لباسها هست که اگر یک دفعه آب به آن برسد دیگر به درد نمیخورد . یا به فرض ، حیوانی در جائی بسته شده است ، مثلا یک کسی اسب خودش را به درختی یا تیری بسته است . اگر فرد دیگری برود و آن اسب را باز کند و آن حیوان فرار کند و گم شود ، این فرد ضامن آن حیوان است . یا مثلا مرغ کسی در قفس است . اگر شخصی در قفس را باز کند و آن مرغ بیرون برود ، آن شخص ضامن است . اگر چوپانی گلهای را رعایت میکند ، چنانچه کسی بیاید آن چوپان را بردارد و به زور از آنجا ببرد و گله بی چوپان بماند و بعد به این گله خسارتی وارد شود ، در اینجا میگویند دو حالت پیش میآید : یک وقت خسارتی تصادفی وارد میشود که احیانا اگر چوپان هم میبود آن خسارت وارد میشد . این ، حکم مغصوب را ندارد که آن شخص ضامن باشد . ولی یکوقت هست که این گله در جایی است که در معرض حمله گرگ و درندگان امثال آن است . چوپان باید باشد که گله را حفظ کند ، یعنی واقعا نبودن چوپان منشأ خطر است . در این صورت شخصی که این کار را کرده ، ضامن است . در این زمینه مثالهای زیادی است که بعضی را ذکر میکنیم . اگر کسی در خانه دیگری را باز بگذارد و بعد دزد بیاید و چیزی ببرد ، آیا آن فرد ضامن است ؟ در اینجا میگویند : ضامن نیست . توجه کنید ! اینها فقط قاعده است ، اجتهاد است . در اصل ما فقط یک قاعده من اتلف مال الغیر فهو ضامن داریم که فقیه این قاعده را گرفته و آن را در موارد ، تطبیق میکند و همه حرف فقیه هم اینست که در کجا اتلاف نسبت داده میشود و در کجا نمیشود .