مساله ربا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨
برای این خلق شده که مقیاس ارزشها و وسیله مبادله باشد . خود پول دارای
ارزش واقعی نیست و اگر ارزش واقعی میداشت نمیتوانست نقش پولی خود
را بازی کند ، مانند سایر کالاها میشد که به حسب اشخاص متفاوت بود ،
قیمتش بالا و پایین میرفت ( تابع عرضه و تقاضا بوده و غیره ) . هر کالائی
میتواند مطلوب بالذات باشد زیرا حاجتی از حوائج را رفع میکند ولی پول
نباید مطلوب بالذات باشد ، باید همان نقش رابط بودن را داشته باشد .
ذخیره کردن پول و همچنین ربا گرفتن از پول به معنی این است که انسان پول
را مطلوب بالذات خود قرار داده است . ربا این است که انسان میخواهد
به وسیله پول پول ایجاد کند ، با پول کوچکتر پول بزرگتر به دست آورد .
این ، کفران نعمت و استعمال شیء در غیر ما خلق لاجله است و حال آنکه شکر
عبارت است از اینکه شیء در آنچه که به خاطر آن آفریده شده استعمال شود
.
" المیزان " ایرادی که میگیرد این است که اصل مبنا را یعنی اینکه
پول چون فی حد ذاته کالا و مطلوب بالذات نیست و ارزش واقعی ندارد مورد
ایراد قرار میدهد و فروع آن را نیز ابطال میکند .
بدون شک نمیتوان گفت که موادی که پول از آنها انتخاب میشود فاقد
ارزش میباشند . اگر اینچنین بود نمیتوانست پول باشد . ولی به عقیده ما
ارزش پول صد در صد تابع ارزش واقعی مادهای که از آن ساخته شده است
نیست . حتی در پول فلزی خود
> آقای طباطبائی ذکر کردهاند .