مساله ربا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٣
دیگر ، مجبور است و یا مجبور نیست . منظور از مجبور بودن که به آن اصطلاحا اکراه میگویند ، اینست که مثلا فردی را تهدید کرده و به او گفته باشند : تو باید بروی این ضرر مالی را به آن شخص وارد کنی و گرنه این ضرر را به خود تو وارد میکنیم و اگر این کار را نکنی چنین و چنان میکنیم ، مثلا فلان مقدار از تو پول میگیریم یا تو را میکشیم یا به زندان میفرستیم و . . . این را اکراه و اجبار میگویند . اما یکوقت هست که صحبت از اجبار و اکراه نیست و اختیار است . مثلا فردی به اختیار خودش آمده و نوکر شخصی یا دستگاهی شده است . او هیچ اجباری ندارد و فقط نوکر است . از امروز هم اگر بخواهد نوکر نباشد دیگر نوکر نیست . اگر انسان به این صورت مجبور نباشد ، مباشر ضامن است . بنابراین المأمور معذور در اینگونه موارد هرگز صدق نمیکند . این فرد ضامن است . حال باید دید کسی که فرمان داده چطور ؟ آیا او هم ضامن است یا خیر ؟ آیا هر دوی آنها ضامنند یا فقط متصدی اتلاف ؟ متصدی که قطعا ضامن است و بعید نیست که آمر هم ضامن باشد . اما معنای ضامن بودن در اینجا این است که صاحب مال حق دارد تاوان مال خود را هم از کسی که مباشرتا متصدی است بگیرد و هم از کسی که فرمان داده .
خسارت در دماء
اما اگر آن واسطه مجبور باشد نه مختار ، در این حالت میگویند : یکوقت خسارت در مورد دماء خون است ، یکوقت در مورد مال . در مورد خون ، هیچ اجباری به عنوان عذر پذیرفته نیست ، پس اگر فردی را مجبور به کشتن شخصی کنند حتی اگر یقین داشته