مساله ربا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٤
قرض گرفتن ، و بعد هم وکیل است که این قرض را که از بانک میگیرد به خودش انتقال بدهد . یعنی آن را از طرف خود او قرض بگیرد . ( چون قرض را از بانک گرفته ، قهرا ملک مدیون صوری است ) . به این صورت که مدیون صوری وقتی سفته را امضا میکند دو وکالت میدهد . یکی وکالت برای خرید و فروش اسکناس و دیگری ، وکالت برای قرض برداشتن برای خود . یعنی اول به او وکالت میدهد که برو از بانک برای من مثلا نه هزار و نهصد تومان بخر به ده هزار تومان برای مدت شش ماه . پس سفته گیرنده به وکالت از سفته دهنده میرود پولی را که از بانک میگیرد ، از بانک میخرد و فرض این است که خرید و فروش اسکناس اشکال ندارد . پس از خریدن ، مالک این ٩٩٠٠ تومان ، سفته دهنده صوری است . وکالت دوم این است که تو حق داری از طرف من برای خودت قرض بگیری . و او قرض میگیرد . بنابراین مدیون صوری مدیون بانک میشود به موجب یک معامله ، ده هزار تومان ، و دائن صوری مدیون این مدیون صوری میشود به موجب قرض گرفتن ، ٩٩٠٠ تومان . اینجا صد تومان زمین میماند که مدیون صوری البته حاضر نیست حواله بدهد که تو برو قرض مرا بپرداز ، چون صد تومانی باقی میماند . اینجا ناگزیر اینطور گفتهاند که موقع سر رسید ، دائن صوری ٩٩٠٠ تومان را به حواله طلبکارش به بانک میپردازد مثل هر کسی که طلبکارش او را حواله میکند که دین را به طلبکار خودش بپردازد . و آنوقت صد تومان دیگر را هم به قصد مجانی و هبه از طرف آن وام دهنده صوری به بانک میپردازد . به این صورت خواستهاند قضیه را حل کنند .