مساله ربا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٢
من بگوئید پولی که به من دادی تلف شد و از بین رفت ، خواهم گفت به من مربوط نیست ، مال من نبوده ، من الان از عهده تو طلبکار هستم . به همین دلیل که ضمانش بر عهده مقرض نیست ، سودش هم اگر سودی داشته باشد از مقرض نیست . یعنی از ملک قرض دهنده خارج شده و در ملک قرض گیرنده وارد شده . سودی هم اگر داشته باشد متعلق به قرض گیرنده است . پس طبیعت قرض اقتضا میکند عقیم بودن را و اینکه اگر انسان میخواهد قرض بدهد ، قرض الحسنه باشد . یعنی یا باید انسان قرض ندهد و یا اگر قرض میدهد ، قرض الحسنه باشد . اینکه من هم پولی را به حالت قرض در بیاوریم و در ذمه طرف قرار بدهم و هم از آن پول که وجود عینیاش مال من نیست سود بگیرم ، اصلا از نظر طبیعت حقوقی کاری است ظالمانه . این هم یک توجیه دیگر که ما کردیم .
٣ - پول چون ارزش قراردادی دارد نمیتواند سود داشته باشد .
آقای مهندس طاهری توجیه سومی دارند که البته دیگران هم گفتهاند . ایشان در اینکه ربا نمیتواند سود طبیعی باشد ، تکیهشان روی ماهیت پول است نه ماهیت سرمایه . آقای بهشتی تکیهشان روی ماهیت سرمایه است اعم از اینکه سرمایه پول باشد یا کالا . میگویند اصلا سرمایه نمیتواند سود داشته باشد . ما تکیه مان روی ماهیت قرض بود . گفتیم نوع قرض نمیتواند سود داشته باشد . آقای مهندس طاهری تکیهشان روی ماهیت پول است که پول اساسا نمیتواند سود داشته باشد نه کالا . به این معنی که میگویند اساسا