مساله ربا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٧
عین حال این جهت را هم نباید انکار کرد که همین بانکها سبب شده که یک عده از مردم از جمله خود صاحبان سهام بانکی و بیشتر از آنها مردمی که پولهای راکدی دارند و خودشان اهل اینکه این پولها را به جریان بیاندازند نیستند و اگر هم به جریان بیاندازند در یک طرحهای خیلی کوچک به جریان میاندازند [ پول خود را به وسیله بانک در طرحهای قابل توجه به جریان بیندازند ] . یعنی از یک طرف یک مقدار سرمایههای در واقع معطل و بی کار هست و از طرف دیگر یک عاملهای انسانی هستند که آمادهاند یک سلسله کارهائی را با یک سرمایههائی انجام بدهند و خودشان آن سرمایه را ندارند . بانک اینجا یک نقش رابطی دارد . از یک طرف سرمایههای مردم را جمع میکند و با یک سودی که به آنها میدهد آنان را تشویق میکند که سرمایه اضافیشان را در مثلا به نام پس انداز یا سپرده در بانک بگذارند . از طرف دیگر افراد دیگری که میخواهند کار کنند و احتیاج به سرمایه دارند ، به بانک مراجعه میکنند . بانک همان سرمایه خودش را به علاوه سرمایههای کوچکی که جمع کرده در اختیار اینها قرار میدهد ، البته با سودی بیشتر از مقدار سودی که به صاحبان سرمایهها میدهد ، که منافع خودش را هم از همین راه تأمین میکند البته کار خودش را با یک روش ظالمانه و سخت گیرانهای انجام میدهد و نتیجه این است که به اصطلاح کارهای اقتصادی به جریان میافتد . اشخاصی که میگویند بانک ضروری است و باید باشد چنین استدلالی میکنند . حالا اگر بانک نباشد آیا کارهای اقتصادی در یک سطح بسیار وسیعی متوقف