مساله ربا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٠
مکیل و موزون را از معدود جدا کردن به این تصور بوده که مکیل و موزون یک کالای یکنواخت و همگنی است که فقط وزن وکیل مقدارش را مشخص میکند . بنابراین ، مشخصات ، مرغوبیت و کیفیت [ افراد آن ] یکنواخت است و در معدود معمولا اینطور نیست ، در حالی که در واقع این استدلال درست نیست زیرا در آن چیزهایی که مکیل و موزون هستند ، بر حسب اینکه مرغوبیت تا چه اندازه باشد ، از یک جنس میتواند یکی قیمتش دو برابر دیگری باشد ، و معدودهایی هستند که گاهی تبدیل به موزون میشوند مثلا مدتها بود که تخم مرغ یا پرتقال را دانهای میفروختند حالا کیلویی میفروشند . بنابراین معدود هم قابل تبدیل به موزون است . به علاوه اکنون معدودهایی میسازند که عینا شبیه یکدیگرند مثل کوکا کولا و به طور کلی اجناسی که از کارخانه بیرون میآید . بنابراین به نظر من استدلال مکیل و موزون و معدود پایه علمی ندارد و نباید ملاک قرار گیرد . مسئله اسکناس هم به نظر من خیلی ساده است . ارزش اسکناس اعتباری است زیرا تاریخچه تأسیس بانک و ایجاد اسکناس این مطلب را روشن کرده است . قبل از تأسیس بانک ، صرافها گاهی به جای اینکه پول امانتی افراد را بدهند ، چون معتبر بودند قبضی به طرف میدادند . مثلا اگر من صد تومان نزدیک صراف داشتم و میخواستم جنسی بخرم ، به جای اینکه آن صد تومان را از او بگیرم و آن جنس را بخرم ، قبضی را که از آن صراف داشتم به فروشنده میدادم و فروشنده چون صراف را میشناخت قبول میکرد . وقتی بانکها پدید آمدند جای صرافها را گرفتند و این کار