مساله ربا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٩
مقصود همان کمیت است . در واقع آنچه که در فقه شیعه و فقه اهل تسنن در این باره آمده ، همه ، تفاسیری است بر یک سلسله روایاتی که از پیغمبر اکرم رسیده است . اگر انسان ابتدا به آن سلسله روایات که از پیغمبر اکرم در مورد ربای معاملی رسیده توجه کند بعد روایات شیعه را ببیند که در مقام توضیح آنها است ، مطلب کاملا روشن میشود . و علت اشتباه هم به عقیده من این بوده که به روایات نبوی که در کتب اهل سنت است توجه نشده . در نتیجه به این مطلب رسیدهاند که فقط مکیل و موزون خصوصیت دارد و مثلا در معدود ربای معاملی جاری نیست . فقهائی که گفتهاند فقط در مکیل و موزون ربا هست مثلا اگر صد من گندم را بفروشیم به صد و بیست من رباست ولی در معدودات ربا نیست ، گفتارشان قهرا این شبهه را به وجود میآورد که اگر هزار تومان اسکناس به هزار و صد تومان اسکناس فروخته شود ربا نیست چون اسکناس مکیل و موزون نیست و معدود است . قهرا این سؤال پیش میآید که حکمت و فلسفه حرمت ربا هر چه باشد ، چه فرقی است میان مکیل و موزون و میان معدود ؟ البته معدودهائی که ملاک ارزش آنها کمیت نیست مثل اسب همینطور است ولی میان معدودهائی که ارزش آنها به کمیت است ، و میان مکیل و موزون در این جهت فرقی نیست . نتیجه این شده که گفتهاند اجناسی که مورد معامله واقع میشود دو قسم است : یا مکیل و موزون است و یا چنین نیست ، و ربای معاملی در مکیل و موزون جایز نیست ، در غیر مکیل و موزون جایز است . دو مقدمه هم که اینجا ثابت شد . یکی اینکه اسکناس خودش مالیت دارد پس خودش میتواند طرف معامله واقع شود . اسکناس مثل ورقه سفته