مساله ربا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٤
امیدواران را طرح کردیم و رسیدیم به وامی که ایشان تعبیر کردند به وام بستانکاران . و این همان است که بانک آن را به صورت سفته و برات و غیره انجام میدهد و در بازار معمول است ، به این صورت که کسی جنسی را نسیه به دیگری میفروشد و از طرف سفته میگیرد ، مثلا شش ماهه به مبلغ هزار تومان . به این ترتیب فروشنده باید سر شش ماه پولش را دریافت کند ولی در این فاصله به پول نقد احتیاج پیدا میکند . فکر میکند اگر بجای آن هزار تومان ، الان نهصد تومان پول نقد بگیرد ، و در این مدت این پول در گردش باشد ، سود بیشتری میبرد . سفته را به بانک واگذار میکند که یا میفروشد و یا قرض میگیرد صورتش را عرض میکنم و بجای هزار تومان که در چند ماه بعد باید دریافت کند ، نقدا نهصد تومان دریافت میکند تا بتواند پولش را به جریان اندازد . آیا این درست است یا نه ؟ این کاری است که هم فقها خواستهاند راه حلی برایش درست کنند و هم آقای مهندس بازرگان خواستند راه حلی برایش پیدا کنند . ولی یادداشتهای ایشان که در اختیار من گذاشتند ، آنقدر قلم انداز نوشته شده بود که من نتوانستم بخوانم . از خودشان خواهش میکنم که بعد توضیح بدهند . در راه حلی که فقها خواستهاند پیدا کنند ، نخواستهاند ماهیت قضیه را عوض کنند . خواستهاند همین که وجود دارد به همان واقعیتی که هست ، برایش صورت شرعی بسازند . اول بار آقای حاج میرزا حسن خسروشاهی که تاجر معروفی بود و پدر همین خسروشاهی هاست که حالا خیلی معروف هستند ، و مرد درس خواندهای بود ، رساله کوچکی به اسم سفته و سرقفلی