مساله ربا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٢
داده میشود ، به دلیل اینکه از ملک قرض دهنده خارج شده دیگر ملک او نیست که بخواهد سودی بگیرد . چون این سود در واقع مثل کرایه و اجاره است ، و حال آنکه آن مال در ملک مقرض نیست که اگر منافعی داشته باشد ، متعلق به او باشد . همانطور که در هبه ، کسی نمیتواند بعد از هبه کردن مطالبه سود یا اجاره کند . قرض هم که بالاتر از هبه نیست . اگر چیزی بخشیده شده ، از ملک اولی خارج شده و گرفتن سود یا منافع و یا اجاره بی معنی است . اجاره گرفتن بابت کالائی فرع بر اینست که آن کالا در ملک شخص باقی باشد . قرض در این جهت قطعا مثل هبه است و خارج است از ملکیت قرض دهنده . و لهذا انسان نمیتواند چیزی را قرض بدهد به دیگری و در حالی که ملک دیگری است از او کرایه و سود بگیرد . همچنانکه نمیتوان بعد از هبه و بیع ، کرایه و منافعی دریافت کرد . علیهذا ظالمانه بودن ربا و غیر طبیعی بودن آن از این جهت است . من تعجب میکنم که چطور آقای مهندس . . . در این قضیه اشکال میکردند . به نظر من اصلا جای هیچ شبههای نیست . اینکه در عمل هم میبینیم که ربا خوار وضعی برای خودش به وجود آورده که همیشه سود میبرد و هیچوقت ضرر نمیکند ، به واسطه همین غیر طبیعی بودن رباست . یعنی حالت شتر مرغ را پیدا کرده که اگر بگوئید بپر ، میگوید شترم و اگر بگوئید بار ببر ، میگوید مرغم . وقتی که وام دهنده پولی را قرض داده اگر احیانا تلف شود میگوید تلف شدنش به من مربوط نیست ، مال من نیست که تلف شده مال اوست که تلف شده . پای تلف شدن که در میان میآید ، آثار مالکیت مقترض بر آن بار میشود نه آثار مالکیت مقرض . میگوید