مساله ربا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦١
است . مسلم دو تا است . سؤال : یک استدلال عقلی درباره حرمت ربا فرمودید که من درست متوجه نشدم . اصولا پولی که شما نزد کسی میگذارید ، آن پول مطرح نیست ، اجازه مصرف پول و اعتبار مطرح است ، اجازه خودش سرمایه است . این اسکناسها نیستند که مصرف میشو ند بلکه ارزش این اسکناسها است که مصرف میشود . و چه بسا که آن پول به صورت چک باشد . مثلا قیمت زمین اجازه احداث ساختمان یا اجازه کاشت و بهره برداری از زمین است . زمین یک چیز عینی نیست . به همین دلیل است که وقتی شهرداری میگوید در فلان منطقه اجازه ساختمان نمیدهیم ، قیمت زمین آن منطقه نزدیک صفر میشود ، و وقتی که میگوید اجازه میدهیم در اینجا ساختمان دوازده طبقه ساخته شود ، قیمت آن بسیار بالا میرود . پول از نوع اجازه است پس عینی نیست . اگر دولت بگوید سکهها باطل است ، دیگر ارزشی ندارند . پول غیر از جنس است . بنابراین پول ارزش اعتباری دارد و کسی که پول خود را قرض میدهد ، در واقع اعتبارش را قرض میدهد و این کار ارزش دارد و میتواند سود داشته باشد . به عبارت دیگر پول سرمایه است و هنگامی که به قرض داده میشود میتواند مثل اجاره سود داشته باشد . جواب : شما اولا خلط کردید میان مسئله ارزش اسکناس و بحثی که ما کردیم راجع به اموری که ارزش واقعی دارند . فرض کنید که در زمان ما اسکناس نیست . طلا که ارزش دارد ، به اعتبار اینکه یک فلز گرانبها است . آیا در آنجا که انسان طلا یا اشرفی خود را به کسی قرض میدهد ، فرق نیست بین اینکه این طلا یا اشرفی