مساله ربا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٩
نمیتواند جانشین او بشود . مثل اینکه کسی عاشق زنی میشود . اگر زن دیگری به مراتب کاملتر را بیاورند و بگویند آقا ! تو خواهان معشوقی با این اوصاف هستی ، ما اوصاف بهترش را به تو میدهیم ، چون آن روح به همان زن [ تعلق خاطر پیدا کرده ] سخت میگوید همان را میخواهم . مجنون همان لیلی خودش را بر کلوپاترا ترجیح میدهد . یا انسان که فرزندش را دوست دارد ، اگر شما بروید بچهای بیاورید هزار درجه به همه صفات بهتر از او ، حاضر نیست بچه خودش را معاوضه بکند . ولی در اموری که به اصطلاح مثلی است ، [ نظر انسان ] جنبه کلی پیدا میکند . مثلا شخصی یک خروار گندم خراسان میخواهد . یک خروار گندم خراسان فرق نمیکند که این یک خروار باشد یا یک خروار دیگر . یا پارچهای که شما میخرید ، فرق نمیکند که این دومترش باشد یا دومتر دیگرش . در عین حال قبول است که اسکناسها چون همه ارزش مساوی دارند ، نو و کهنهاش ، و شمارههای مختلفش هیچ فرقی نمیکند . ولی شما چطور میگوئید که [ در مورد اسکناس ] هیچ فرقی نیست بین امانت و غیر امانت ؟ ! من از شما سؤال میکنم : اگر شما هزار تومان به یک نفر امانت دادید و این هزار تومان بدون تقصیر گم شد یا سوخت ، آیا شما عقلا حق دارید هزار تومان را از او بگیرید یا نه ؟ - نباید بگیریم . حالا اگر در این پول تصرف کرده باشد یعنی هزار تومان شما را خودش برداشته و به جای آن ، پول دیگری آمده باشد و بلکه