مساله ربا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨
دیگچهای هم داخل آن گذاشت . همسایه گفت این چیست ؟ گفت دیگ شما زائیده است . خیلی خوشحال شد که عجب همسایه احمقی گیر آوردیم . برای بار دوم دیگی از او قرض گرفته . این دفعه که همسایه آن را طلب کرد ، گفت مرده . همسایه گفت دیگ که نمیمیرد . گفت آنکه میزاید یک روز هم میمیرد . زائیدن حق است ولی مردن حق نیست ؟ ! طبیعت قرض و طبیعت وجود اعتباری دادن مثل یک نوع بیمه کردن است ، مثل یک نوع اخته کردن مال است از نظر سود و زیان دادن . هم بیمه عمر میشود ، هم اخته میگردد . به همان دلیل که بیمه تکوینی میشود و جلوی مردن و کسر شدنش گرفته میشود ، قهرا جلوی انتاج آن هم گرفته شده است . اصلا وجود اعتباری انتاج ندارد . پس انسان وقتی که چیزی را به عنوان را قرض به کسی میدهد ، از نظر حقوقی آن را از اثر انداخته ، از تلف حفظ کرده و به طور کلی از اثر مثبت و منفی انداخته . اینکه کسی چیزی را قرض بدهد و بعد سود آنچه را که در ذمه طرف است بخواهد ، اساسا غلط است . سود ، متعلق به عین است و عین هم متعلق به مقترض است . با این بیان ، قهرا از نظر طبیعت حقوقی فرقی نمیکند میان قرض استهلاکی و مصرفی ، و قرض تولیدی و استنتاجی . البته از نظر اخلاقی و عاطفی خیلی فرق میکند . همان طور که اجاره گرفتنها از نظر طبیعت حقوقی فرق نمیکند ولی از نظر اخلاقی خیلی فرق میکند . انسان خانهاش را به یک آمریکائی گردن کلفت پولدار بدهد و از او مال الاجاره بگیرد ، یا به یک بیچاره فقیر مستحقی بدهد و