مساله ربا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١
کشور سکههای مختلفی متداول بود ، یکی از کارهای اساسی صرافها ، معاوضه پولها بود و گویا خود صرافها هم حق داشتهاند که درهم و دینار و امثال اینها سکه بزنند و این سکهها ، هم از نظر وزن با یکدیگر تفاوت داشتهاند و هم از نظر عیار . قهرا این پولها را معامله میکردهاند . مثلا یک نوع درهم را با نوع دیگر آن معامله میکردند . درباره این مطلب نیز بعد سخن میگوئیم . ولی این بحث احتیاج به مقدمهای دارد که خود بحث مستقلی است و آن این است که ربا در اصطلاح فقهی دو نوع است : ربای قرضی و ربای معاملی . ربای قرضی این است که کسی جنسی یا پولی را به قرض بدهد بعد منفعتی بیش از آنچه که به قرض داده بگیرد . منفعت لازم نیست از جنس همان چیزی باشد که به قرض داده شده . هر چه که منفعت تلقی بشود . و در اصطلاح میگویند کل ما یجر نفعا هر چه که نفعی را در برداشته باشد . و حتی اینطور مثال میزنند که اگر کسی به یک نفر مثلا هزار تومان قرض بدهد و ضمنا شرط کند که تو مرا کول بگیری از این سوی آب به آن سوی آب ببری ، این کول گرفتن ، خود یک منفعت است . اصل ربا در باب قرض است و ربائی که بیشتر حرفها درباره آنست همین ربای قرضی است . نوع دیگر ربای معاملی است که در آن پای قرض در میان نیست بلکه پای معاوضه در کار است . به ربای معاملی میگویند ربای جنس به جنس که چیزی را به جنس خودش معاوضه کنند مثلا گندم به گندم . و قهرا بعد مسئله صغروی هم به اصطلاح مطرح میشود که آیا مثلا گندم وجو در باب ربا یک جنساند یا دو جنس ؟ یا مثلا گندم دو منطقه مختلف را که جنس آنها با یکدیگر