مساله ربا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٦
وام را آنوقت خواهم بخشید . در زمان فوت میبخشد . اگر در قرض هم به این شکل باشد که بخشش آن اکنون صورت بگیرد یعنی قرض دهنده بگوید من این را از حالا به تو میبخشم به شرط اینکه بمیری ، که اگر مرد ، بخشیدن حاصل شده ، این نیز باطل است . ولی اگر اینطور نباشد بلکه هنگامی که قرض گیرنده فوت کرد ، آنوقت ببخشد ، اشکالی ندارد . یک وقت تعهد میکند که بعد از مردن ببخشد . این درست است . ولی اگر اکنون به شرط مردن ببخشد ، اشکالی پیدا میکند . هبه معلق هم اشکال دارد . بنابراین مسئله تعلیق و تنجیز هم خود یکی از مسائل بیمه است که بسیاری از بیمهها به حکم اینکه در متن آنها تعلیق قرار گرفته ، باطل خواهد بود . سؤال : شکلی از بیمه عمر که فعلا خیلی مطرح است ، بیمهای است مخلوط از به شرط فوت و به شرط حیات ، و آن به این ترتیب است که قرار میگذارند در طول مدت معینی مثلا بیست سال بیمهگزار مبلغ معینی را پرداخت کند و در صورت فوت او در خلال مدت مقرر ، بیمهگر مبلغی برابر مجموع قسطهایی که بیمهگزار پرداخت کرده است ، به ورثهاش پرداخت نماید و در صورت زنده ماندنش ، در تاریخ مقرر معادل پرداختهایش را به وی پس بدهند . و اخیرا برای تشویق مردم به این نوع بیمه ، مبلغی هم علاوه بر مجموع پولهای پرداختی به بیمهگزار میپردازند . آیا این عمل که از ناحیه بیمهگر یک پول اضافی به طور یکطرفه تعیین میشود ، صحیح است یا نه ؟ . جواب : این نوع بیمه را یک بیمه مرکب دانستهاند یعنی نوع جداگانه نشمردهاند . گفتهاند بیمه به شرط فوت و به شرط حیات دو